اخبار طینت و اخبار خلقت نوری

 

چکیده:

این مقاله در صدد آنست که ثابت نماید بحث طینت ابعاد مختلفی دارد و تحقیق و بررسی و ارائه تحلیل و توجیه پیرامون اخبار طینت مستلزم آن است که به موضوعات مهم دیگری که پیوند عمیقی با این بحث دارد توجه گردد و تفسیر واضح و روشنی از آنها و ارتباط آنها با اخبار طینت ارائه گردد. در این مقاله پس از تبیین این نکته که این اخبار دارای موضوعات متنوّعی است، به ارتباط آن با مباحثی از جمله: عالم ذر، میثاق، خلقت نوری، سعادت و شقاوت، معاد، قضا و قدر، نفس و انتقال اعمال اشاره می شود.

کلیدواژه‌ها: طینت، عالم ذر، میثاق، خلقت نوری، سعادت و شقاوت، معاد، قضا و قدر، نفس، انتقال اعمال.

پیشگفتار

احادیث طینت عبارت است از آن دسته اخباری که آفرینش سرشت انسان را از سرشت خوب و بد پیش از این دنیا معرفی می کند.

این احادیث نکات متعددی در بردارد، از جلمه:

۱٫ آفرینش پیامبران الهی، یعنی پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار: پیش از این عالم، از طینت علّیین یا طینت بهشت  خلق شده‌اند، و دشمنان ایشان از طینت سجّین یا طینت دوزخ آفریده شده اند.

۲٫ خداوند متعال از همه انسان ها با هر خصوصیتی که داشتند، بر ربوبیت خود، نبوّت انبیاء و ولایت اهل بیت: پیمان  گرفت که تنها عبادت او کنند، چیزی را شریک وی قرار ندهند، به پیغمبران و اولیائش ایمان آورند و از آنها پیروی کنند. شیعیان اهل بیت: در این دنیا همان کسانی اند که در امتحان در عالم پیشین سر بلند بیرون آمدند، امّا مخالفین اهل بیت: در امتحان عالم ذر و میثاق، از خداوند سرپیچی نمودند.

۳٫ بر اساس امتحانی که پروردگار از انسان ها گرفته، برخی را از طینت و سرشتی خوب، و برخی را نیز از سرشتی بد و ناپاک خلق نموده است.

۴٫ در شماری از روایات طینت، خلقت و آفرینش انسان از «الماء العذب الفرات» و «الماء المالح الأجاج» تبیین گشته است.[۳] محدّثین این اخبار را نیز از جمله اخبار طینت به شمار آوردند و در حقیقت آنها را به منزله تفسیر یا تعبیری مختلف از «خلقت آغازین انسان از دو حقیقت خوب و بد» دانسته اند.[۴]

۵٫ بعضی از روایاتی که در باب طینت آمده، منشأ اختلاف را آفرینش آغازین انسان از نور و ظلمت دانسته اند.[۵]

۶٫ علت این تفاوتها آن است که بدین وسیله آدمیان در حالات مختلف مورد تکلیف و امتحان واقع گردند.[۶]

۷٫ طینت خوب و بد با یکدیگر اختلاط پیدا نموده و به همین جهت گاهی از مؤمنان و شیعیان اهل بیت: اعمال سیئه  صادر می گردد.

۸٫ اعمال سیئه و گناهانی که از مؤمنان و شیعیان اهل بیت: سر زده، به مخالفین اهل بیت: انتقال می یابد. همچنین اعمال حسنه ای که توسط مخالفین اهل بیت: صورت پذیرفته، به مؤمنین و شیعیان انتقال می یابد.

احادیث طینت نکات فوق را در بردارد. لذا با مشکلاتی همچون تعارض با احادیث فطرت، تعارض با احادیث اختیار و امر بین الامرین، سعادت و شقاوت ذاتی انسان و عدل الهی دست به گریبان است که موجب شده علماء و دانشمندان بسیاری به توجیه، تحلیل و تأویل این روایات دست بزنند[۷] که در اینجا مجال سخن از آن نمی باشد.

هدف از آنچه که در آینده می آید، نشان دادن میزان پیوند میان اخبار طینت و بسیاری از موضوعات دیگر در معارف حدیثی کلامی شیعه است.

به خاطر همین پیوند است که می بینیم برخی از محدّثان اخبار طینت این احادیث را در ابواب متفاوت نقل نموده اند. به طور مثال برقی در باب «میثاق[۸]»، صفار در بابهای «اینکه ائمه: آنچه در میثاق اتفاق افتاده را می دانند»[۹] «حدیث ائمه آل محمد(ص) صعب و مستصعب است»[۱۰]، «علت طبایع و شهوات و محبتها»[۱۱]، مجلسی در باب «طینت و میثاق» برخی از این اخبار را گرد آورده اند.

علامه طباطبائی در حاشیه بر بحار الأنوار به خوبی به این مطلب اشاره کرده و از کسانی که بین مباحث مختلف و متعدّد مطرح شده در احادیث طینت خلط نموده اند انتقاد کرده است. وی در این باره گفته است: «اخبار طینت مشتمل بر مسئله واحدی نیست؛ بلکه هر یک از مسئله های طینت انتقال اعمال، شروع خلقت، اخذ میثاق و میثاق در عالم ذر مسائل گوناگونی هستند که همگی به قضاء و اراده کلی الهی ارتباط دارند؛ در حالی  که پژوهشگران مختلف؛ از جمله متکلّمان و مفسّران این مباحث را با یکدیگر آمیخته اند.»[۱۲]

گاه اصل پذیرش این موضوعات و گاه چگونگی تفسیر آنها می تواند نقش اثر گذاری داشته باشد.

از همین روی در بحث از اخبار طینت باید به جایگاه موضوع طینت در میان این معارف، نوع ارتباط و تأثیر گذاری متقابل آنها توجه داشت؛ تا بتوان آراء و نظرات دانشمندان را بهتر بررسی کرد و منظومه فکری صحیح و کامل تر از این مباحث ارائه داد.

اینک نخست به تبیین مختصری از این موضوعات می پردازیم، سپس به تأثیر این موضوعات و تأثیر انتخاب مبنا و تفسیر آنها، بر بحث طینت اشاره خواهیم کرد.

۱٫ اخبار طینت و عالم ذَرّ

طبق معارف دینی انسان مرکّب از دو جزء بنام روح و جسم است. این امر بر اساس آیات و روایات، امری مسلّم و پذیرفته شده است. ترکیب میان این دو جزء از سنخ ترکیب انضمامی است؛ به طوری  که محال نیست که بین آنها جدایی نباشد و در حقیقت نمی توان بقای هر کدام را مشروط به وجود دیگری پنداشت.

اما این جدایی هیچ جا به وقوع نمی پیوندد؛ مگر در عالم برزخ – فاصله میان مرگ تا قیامت و برانگیخته شدن بدن انسان- که روح به صورت مستقلّ تا روز قیامت، پایدار و باقی می‌ماند.

این جدایی زمان دیگری نیز به وقوع پیوسته، و آن در عالمی پیش از این عالم[۱۳]؛ یعنی عالم ارواح است. روح آدمی پیش از اینکه وی پا به عرصه این عالم بگذارد، در عالمی دیگر آفریده شده و خداوند خود را مستقلّا در آن عالم به ارواح آدمیان شناسانده است. برخی از حدیث شناسان در مورد این اخبار، گاهی ادّعای تواتر مضمونی و گاهی ادعای تواتر لفظی دارند.

ارتباط بحث خلقت طینت با اخبار عالم ذَرّ از آنجا محکم می‌شود که در بحث خلقت طینت، آفرینش ارواح مؤمنین از طینت و سرشتی خوب مطرح شده است، و ظاهرا عالم ذر[۱۴]، همان عالمی است که خلقت طینتی ارواح مؤمنین و کافران در آنجا صورت پذیرفته است.

با مراجعه به متن برخی از این اخبار، این هم بستگی موضوعی را می توان دید.  به عنوان مثال امام باقر(ع) می‌فرماید: إن الله أخذ میثاق شیعتنا بالولایه لنا وهم ذر، یوم أخذ المیثاق على الذر بالاقرار بالربوبیه ولمحمد صلى الله علیه وآله بالنبوه، و عرض الله عز وجل على محمد أمته فی الطین وهم أظله، وخلقهم من الطینه التی خلق منها آدم وخلق الله أرواح شیعتنا قبل أبدانهم بألفی عام، عرضهم علیه و عرفهم رسول الله، و عرفهم علیا، و نحن نعرفُهم فی لحن القول.»[۱۵]

در این روایت، تعابیر «ذَرّ»، «أظلّه»، «خلقت ارواح قبل ابدان» و «طینت» در کنار یکدیگر ذکر شده که بیانگر یکی  بودنِ این عالم می باشد. از همین روی می بینیم برخی از محدّثان، اخبار مرتبط با طینت را در ابوابی تحت عناوین «خلق الأرواح قبل الأجساد» نقل می کنند.[۱۶]

لذا بحث از طینت متوقّف بر قبول موضوع کلی تر تحت عنوان عالم ارواح تنها حدیث پژوهانی که وجود این عالم را از لحاظ عقلی و نقلی پذیرفته اند، می توانند در فضای آفرینش طینتیِ مؤمنان و کافران سخن بگویند و کسانی که وجود عالم ذر را به هر دلیلی نپذیرفته اند، نمی‌توانند جایگاهی برای بحث خلقت طینت مؤمنان و کافران در معارف اعتقادی قائل باشند.

لذا چنین کسانی، این خلقت را اساسًا باطل می پندارند.[۱۷]

از سوی دیگر، برخی از نکاتی که در ساختار معرفتی عالم ذر از روایات استفاده شده، می تواند مفسّر و مبیّن برخی از مشکلات و پیچیدگی‌های اخبار طینت باشد.

به عنوان مثال جبر اعمال آدمیان در این دنیا و متأثر شدن ایمان و کفر ایشان از عالم ارواح را، می توان با توجّه به روایات عالم ذر که می گوید انسان کافر در آن عالم، می تواند در این عالم تغییر کرده و مؤمن شود، توجیه کرد.

نمونه دیگر، انس و اختلاف گروه های ارواح است که می تواند به خلقت از طینت خوب و بد مرتبط باشد.

در برخی از روایات عالم ذر آمده که گروه های ارواح که با یکدیگر در عالم ذر به انس و محبت و یا اختلاف و تنفر پرداختند، وقتی که انسان در این دنیا به خواب می رود، ارواح ایشان به آسمان رفته و به انس و محبت و یا اختلاف می‌رسند. «إن العباد إذا ناموا خرجت أرواحهم إلی السماء، فما رأت الروح فی السماء فهو الحق، و ما رأت فی الهواء فهو الأضغاث… .»[۱۸]

۲٫ اخبار طینت و میثاق

امتحان گرفتن از بندگان یعنی؛ میثاق، در اخبار طینت بحث شده، و خلقت شخص از طینت خوب و بد، بر اساس میثاق و امتحانی است که در عوالم پیشین صورت پذیرفته است. لذا علامه مجلسی در بحار الأنوار، دو بحث طینت و میثاق را در یک باب قرار داده است.

در مربوط به میثاق، اساس ایمان و کفرِ این دنیا تحت تأثیر ایمان و عدم ایمان در عالم میثاق قلمداد شده؛ که مشابه اخبار طینت است.

همین خاطر مروری اجمالی به بحث میثاق در آیات و روایات و نگرشهای مختلف پیرامون میثاق داریم.

نظریه میثاق و امتحان قبل از خلقت جسمانی ریشه در قرآن دارد، از جمله آیه ۱۷۲ سوره اعراف که فرمود: «و إذ أخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامه إنا کنا عن هذا غافلین.»[۱۹] طبق این آیه امتحان برای همه آحاد بشر صورت گرفته و بنا بر ظاهر آن، تمامی اشخاص در این امتحان پیروز بوده اند و اقرار به الوهیت پروردگار نموده‌اند.[۲۰]

در احادیث دیگر، از ایمان آوردن و عدم ایمان گروهی از ارواح نیز سخن به میان آمده، که آنان به صورت گروه گروه شده و در میان ایشان، اختلاف، انس و آشنایی برقرار شده است.

پس در نگاه نخست می توان احتمال داد که میثاق‌ها و امتحاناتی که در عالم ذر گرفته شده، متعدّداً و به اشکال و انحاء مختلفی بوده است.[۲۱]

بعضی از احادیث که در عالم ارواح اساساً بعث رسل و انبیاء نیز بوده است. این اخبار علاوه بر امتحانی که از طرف خداوند صورت پذیرفته از امتحاناتی توسط پیغمبر و امامان: گزارش کرده اند.

امام صادق(ع) در حدیثی به مفضّل فرمود: «یا مفضل أما علمت أن الله تبارک وتعالى بعث رسول(ص) وهو روح إلى الأنبیاء:، وهم أرواح قبل خلق الخلق بألفی عام، قال: أما علمت أنه دعاهم إلى توحید الله وطاعته واتباع أمره ووعدهم الجنه على ذلک وأوعد من خالف ما أجابوا إلیه وأنکره النار قلت بلى.»[۲۲]

علامه مجلسی در مرآه العقول، دیدگاه های بزرگان شیعه را در سه رویکرد خلاصه نموده است[۲۳] که اشاره  خواهد شد.

رویکرد اول: شیوه محدّثین – و به تعبیر مجلسی: متورّعین- است که می گویند: اجمالا به آنچه که در این روایات است ایمان و اعتقاد داریم؛ اما از فهم معانی والای آن عاجز هستیم و نمی توان دست به تأویل و یا توجیه آن برد.

رویکرد دوم: آیات و روایات پیرامون میثاق، حمل بر استعاره مجاز و تمثیل می‌شود. اینان بعضی از احادیث مربوط را به معانی مجازی تأویل می برند و بعضی دیگر را از اخبار ضعیف و آحاد می دانند؛ که نمی توان بر آنها اعتماد کرد. شیخ مفید، سید مرتضی و طبرسی از معتقدین به این نظر هستند. از دانشوران معاصر، میرزا ابوالحسن شعرانی را می‌توان در این گروه نام برد.[۲۴]

قائلین به این قول می گویند: آیاتی از قبیل آیه «ألست بربکم قالوا بلی» اشاره به احوال انسان در این دنیا می کند؛ بدین معنا که خداوند هر یک از آحاد بشر را از صلب و رحم تا مرحله انفصال و جدا شدن هدایت نمود و آنچه که برای خداشناسی بدان نیازمند باشند فراهم نمود و گویا زمانی که آنها را به سمت نفس غرق در نیاز خود متوجه نمود، از آنها پرسید «ألست بربّکم» و گویا انسان نیز این خطاب و زبان حال را شنیده و پاسخ گفته: «بلی». اینچنین میثاقی نیز از تمامی انسانها در طول حیات دنیا گرفته می شود.[۲۵]

رویکرد سوم: رویکرد بسیاری از دانشمندان شیعه است که این آیات و اخبار را پذیرفته اند و مفاد آنها را که گرفتن امتحان الهی در عالمی پیش از این عالم و در عالم ذر می باشد، مغایر و متعارض با هیچ یک از اصول اعتقادی شیعه ندانسته‌اند.[۲۶] به عنوان مثال شیخ حر عاملی جایگاه خاصی برای این بحث در معارف شیعی قائل است.  وی در کتاب الفصول المهمّه با اختصاص یک باب تحت عنوان «إن الله سبحانه کلّف الخلق کلّهم بالإقرار بالتوحید ونحوه فی عالم الذر» به آن پرداخت.[۲۷]

نامبرده این اخبار را بیش از هزار حدیث و بالاتر از حد تواتر می‌داند.[۲۸]

موضوع میثاق و تکالیف آدمیان در عوالم پیشین، در برخی از مباحث علم کلام نیز نقش قابل توجهی دارد.

به عنوان مثال معنای معرفت و جحود و خلق آن دو که سید نعمت الله جزائری در این مورد، پس نقل آراء متعدد می گوید: «أقول: ویجوز أن یکون خلق المعرفه والجحود فی هذا العالم بناء على ما وقع من التکلیف فی عالم الذر، فتأمل.»[۲۹]

نکته دیگر این که شناخت انسان به یکتایی خداوند و اطاعت اوامر الهی در این دنیا باید مسبوق به معرفتی الهامی از پیش باشد. که به فطرت تعبیر شده و اگر وجود نداشت، آدمی هیچ گاه خود را مخاطب به بیانات قدسی نمی دانست. بنابراین بحث فطرت نیز، ریشه در میثاق و امتحان در عالم ذر دارد.

در مقابل گروه‌هایی مانند اشاعره معرفت الهامی پیشین را در مخاطب قرار گرفتنِ سخنان پروردگار شرط نمی دانند. ملا محمدامین استرآبادی، به این نظر که در کلام اشاعره آمده اشاره می کند و در مقام انتقاد از این باور می گوید:

«الثالثه – إنه یستفاد منها أن ما زعمه الأشاعره – من أن مجرد تصور الخطاب – من غیر سبق معرفه الهامیه بخالق العالم وبأن له رضى وسخطا وأنه لا بد من معلم من جهته لیعلم الناس ما یصلحهم وما یفسدهم – کافٍ فی تعلّق التکلیف بهم – لیس بصحیح.»[۳۰]

از آنچه گفته شد، می توان فهمید که بحث از میثاق و تکلیف آدمیان پیش از این عالم؛ به عنوان یکی از مباحث مطرح شده در احادیث طینت، چگونه و تا چه حد با دیگر مباحث معرفتی مرتبط است.

۳٫ اخبار طینت و اخبار خلقت نوری

 در احادیث متعددی آمده است که نخستین چیزی که آفریده شده، نور پیغمبر و اهل بیت: می باشد. در برخی دیگر آمده است که خلقت مؤمنین و کفار پیش از این عالم، از نور و ظلمت صورت پذیرفته است. نوری که اهل بیت:از آن آفریده شدند نور پروردگار و جلال عظمتش[۳۱]، دون عرش و یمین عرش[۳۲]، تبیین شده.[۳۳] در برخی از  این روایات، خلقت عرش، لوح، خورشید، روشنایی روز، نور دیدگان، عقل، معرفت، چشم بندگان، گوشها و قلوب بندگان از نور پیغمبر دانسته شده[۳۴] و در احادیث دیگر، آفرینش شیعه از نور اهل بیت: بیان شده است.[۳۵]

برقی – محدث شیعی سده سوم – بخشی از این روایات را در باب «ما خلق الله تبارک و تعالی المؤمن من نوره» آورده است.[۳۶] محمد بن حسن صفار در کتاب بصائر الدرجات در باب «فی خلق أبدان الأئمه علیهم السلام وفی خلق أرواحهم وشیعتهم» به تعدادی از این اخبار پرداخته[۳۷] و کلینی، شماری از این احادیث را در کافی در بابی تحت عنوان «باب خلق أبدان الأئمه و أرواحهم وقلوبهم علیهم السلام»[۳۸] وارد نموده است. علامه مجلسی شمار بسیاری را در باب «بدء خلقه وماجری له فی المیثاق»[۳۹] و برخی را در باب «خلقهم و طینتهم و ارواحهم  علیهم السلام» گرد آورده است.

اخبار طینت و احادیث خلقت نوری اهل بیت:، از آن جهت که هر دو به آفرینش نخستین انسان پیش از این دنیا اشاره دارد، مشترک هستند. علامه مجلسی احادیث طینت و بحث خلقت نورانی را از یک سنخ می داند و هر کدام از احادیث خلقت نورانی را تعبیر و کنایه برای حقیقت آفرینش طینتی می‌شمارد.[۴۰]

همچنین وی در شرح حدیثی از احادیث خلقت نورانیِ شیعه، یکی از احتمالات در تفسیر خلقت مؤمن از نور را کنایه و تفسیری از خلقت طینت می‌داند و به تعبیری همه این احادیث را مبیّن برای یک حقیقت می پندارد که گاهی از آن تعبیر به طینت و گاهی تعبیر به نور می گردد. وی در شرح حدیثی از احادیث آفرینش مؤمن از نور می گوید: «خلق المؤمن من نوره: أی من روح طیبه منوره بنور الله، أو من طینه مخزونه مناسبه لطینه أئمتهم علیهم السلام… “أبوه النور وأمه الرحمه” کأنه على الاستعاره أی لشده ارتباطه بأنوار الله ورحماته، کأن أباه النور وأمه الرحمه أو النور کنایه عن الطینه والرحمه عن الروح أو بالعکس.»[۴۱]

همچنین در برخی از روایات خلقت نورانی اهل بیت:، موضوع آفرینش آن گرامیان از طینت علیین آفرینش اهل بیت علیهم السلام از طینت و گاه خلقت شیعیان ایشان از طینت طیبه اشاره شده است. برای مثال مراجعه شود به باب (بدء خلقه وما جرى له فی المیثاق، وبدء نوره وظهوره)[۴۲] و باب (خلقهم وطینتهم وأرواحهم صلوات الله علیهم)[۴۳] در بحار الانوار.

شایان توجه است که برخی از روایاتی که محدث مجلسی در ابواب خلقت نوری آورده است، از احادیث اختصاصی باب طینت محسوب می گردد؛ مانند: حدیث بصائر الدرجات از امام صادق(ع).[۴۴]

در حدیثی دیگر پیوند خلقت نوری و طینتی بیشتر به چشم می خورد، که در آن طینت علیین دربردارنده نور قلمداد شده است.[۴۵]

علامه طباطبائی نیز به پیوند اخبار خلقت نوری و خلقت طینتی توجه دارد. وی در تفسیر المیزان پس از ذکر شماری از احادیث طینت به ذکر احادیث خلقت نوری اشاره کرده و تبیینی از پیوند و ارتباط این دو گروه از احادیث ارائه می دهد. وی می گوید: احادیثی که خلقت شیعیان و اهل بیت: از نور، و خلقت مخالفین ایشان از ظلمت و  تاریکی را می‌رساند، در حقیقت بیانگر خلقت و آفرینشی است که از خلقت از طینت علیین و سجین انجام می پذیرد.[۴۶]

برخی از تعابیر در زیارات مأثوره نیز از اتحاد خلقت طینت و خلقت نوری خبر می دهد و آن را تأیید می کند. در زیارت جامعه می خوانیم: «أشهد أن هذا سابق لکم فیما مضى وجار لکم فیما بقی وأن أرواحکم ونورکم وطینتکم واحده، طابت وطهرت بعضها من بعض، خلقکم الله أنوارا فجعلکم بعرشه محدقین حتى من علینا بکم فجعلکم فی بیوت أذن الله أن ترفع ویذکر فیها اسمه.»[۴۷] در این بخش از زیارت جامعه کبیره به خوبی خلقت روحی نوری و طینتی  یکی خوانده شده است و در حقیقت هر کدام از این واژگان اشاره به جنبه‌ای از خلقت پیش از این عالم است.

پی نوشت:

[۳]. تفسیر القمی ۱: ۳۹- ۴۱٫

[۴]. مجلسی در بحار الانوار با توجه به این نکته اخبار این چنینی را در باب الطینه و المیثاق گرد آورده است. بحار الانوار۵: ۲۳۷- ۲۳۸٫

[۵]. علل الشرائع ۱: ۱۱۷٫

[۶]. الکافی ۲: ۹-۱۰٫

[۷]. علامه سید عبد الله شبر در مصابیح الانوار فی حل مشکلات الاخبار با ارائه نُه نظریه در توجیه و تفسیر این اخبار، در صدد پاسخگویی از این مشکلات بر آمده است. مصابیح الانوار فی حل مشکلات الاخبار ۱: ۴-۱۸۸٫

[۸]. المحاسن ۱: ۱۳۵٫

[۹]. بصائر الدرجات: ۱۰۹- ۱۱۰٫

[۱۰]. بصائر الدرجات: ۴۵-۴۷٫

[۱۱]. علل الشرائع ۱: ۸۲-۸۴٫

[۱۲]. بحار الأنوار۵: ۲۷۶٫

[۱۳]. بنا بر تفسیر حدیث شناسان قبلیّت عالم ذر و عالم ارواح، قبلیّت زمانی نیست؛ بلکه مقصود قبلیت رتبی است؛ چرا که اساسا در تفسیر عالم ذر چنین گفته می شود که بطنی از بطون عالَم می باشد که زمان در آن بی معناست.

[۱۴]. در برخی از روایات وارد شده که آدمیان در این عالم به هیئت ذر آفریده شدند: «…فأخرج ذریته من صلبه نسما فی هیئه الذر.فألزمهم العقل وقرّرهم أنه الرب…» مختصر بصائر الدرجات: ۲۲۶٫ از این روی به آن عالم ذر می گویند.

شایان ذکر است که برای این عالم در روایات متعدّد، تعابیر مختلفی بیان شده است. در برخی از روایات، از آن تعبیر به عالم أظِلّه، در برخی أشباح و در برخی نیز ارواح شده که هر کدام ناظر به جلوه خاصی از این عالم بوده است. مثلا از عالم ذر به عالم ظلال و اظله تعبیر شده چرا که به منزله ظل و سایه این عالم می باشد. مرآهالعقول۵: ۱۶۲، نور البراهین: ۱۶۰٫ نظریه دیگری نیز وجود دارد که عوالمی را که با تعابیر مختلف آمده جدای از یکدیگر می داند. تفصیل این بحث در جای خود می‌آید.

[۱۵]. بحار الأنوار ۵۸: ۱۳۴-۱۳۵٫

[۱۶]. رجوع شود به بحار الأنوار ۵۸: ۱۳۱٫

[۱۷]. در میان اندیشمندان، متکلمان و مفسران برجسته، شیخ مفید (تصحیح اعتقادات الامامیه: ۸۳- ۸۶)، سید مرتضی (در امالی) و ثقه الاسلام طبرسی (مجمع البیان ۴: ۳۹۱- ۳۹۲) از منکرین عالم ذر محسوب می شوند و در این زمینه به ادله متفاوتی بر عدم وجود عالم ذر استدلال کرده اند. در مقابل افرادی همچون صدر الدین شیرازی (العرشیه: ۱۳۶) میرزا حسین نوری (خاتمه المستدرک ۴: ۲۱۸) با توجه به کثرت روایات این باب عالم ذر را از ضروریات خوانده اند. مجلسی این اخبار را قریب به تواتر دانسته و شیخ عبد النبی عراقی نیز اخبار این باب، را از متواترات لفظی دانسته است. (سفینه شماره ۱۵ ص ۱۵)

[۱۸]. الأمالی للصدوق: ۲۰۹٫

[۱۹]. روایات متعدّدی پیرامون تفسیر این آیه و چگونگی میثاق در عوالم پیشین وارد شده است. در برخی از این روایات اشاره به میثاق برای ربوبیت خداوند متعال شده در برخی علاوه بر آن از میثاق برای ولایت اهل بیت: نیز سخن به میان آمده و در شماری نیز تنها به میثاق اهل بیت: اشاره شده است. رجوع شود به تفسیر العیاشی۲۲: ۴۰-۴۱، تفسیر البرهان۲: ۶۰۳- ۶۱۲، تفسیر نور الثقلین۲: ۹۲-۱۰۲۲٫ علامه طباطبائی پس از ذکر شماری از این احادیث میثاق چنین نتیجه‌ای می گیرد که میثاق برای امور متعدّدی بوده، از جمله ربوبیت پروردگار، نبوّت پیامبر(ص) و  ولایت اهل بیت:. تفسیر المیزان۸: ۳۲۴٫

[۲۰]. تعلیقه علامه شعرانی بر شرح اصول کافی ۷: ۱۰۴٫

[۲۱]. برخی از عالمان، تکالیف و امتحانات را نیز متعدّد فرض کرده اند؛ مانند: محدّث استر آبادی که تکالیف پیش از این عالم را در دو عالم متفاوت فرض نموده، و یک تکلیف مرتبط به عالم مجرّد محض و دیگری را در عالم ظلال دانسته است.

[۲۲]. علل الشرائع ۱: ۱۶۲- ۱۶۳٫

[۲۳]. مرآه العقول ۷: ۳۸٫

۳٫ بنگرید: تعلیقات شعرانی بر شرح کافی مازندرانی ج ۷ ص ۱۰۴ و ۱۳۲٫

[۲۵]. المیزان ۸: ۳۱۸٫

[۲۶]. برای اطلاع بیشتر در این زمینه رجوع شود به تفسیر المیزان ۸: ۱۶۲- ۳۱۸، مرآه العقول ۷: ۳۸- ۵۴٫

[۲۷]. الفصول المهمّه۱: ۴۲۰- ۴۲۵٫

[۲۸]. الفصول المهمّه ۱: ۴۲۵٫

[۲۹]. نورالبراهین ۱: ۵۴۵٫

[۳۰]. الحدائق الناضره ۳: ۴۰٫

[۳۱]. بحار الانوار ۳: ۳۰۷، ۴: ۴۲، ۱۵: ۲۴، ۲۵، ۲۵: ۱۷،

[۳۲]. بحار الانوار۱: ۱۰۹٫

[۳۳]. در روایتی آمده است که هر یک از انبیاء الهی نیز از نور خداوند متعال آفریده شدند و پروردگار از هر قطره ای از نور خویش پیغمبری را آفرید. بحار الانوار۵۴: ۲۰۰٫

[۳۴]. بحار الانوار۲۵: ۲۲٫

[۳۵]. بحار الانوار ۲۶: ۲۵۶٫

[۳۶]. المحاسن ۱: ۱۳۱- ۱۳۲٫

[۳۷]. بصائر الدرجات: ۳۹- ۴۰٫

[۳۸]. بحار الأنوار ۱: ۳۸۹-۳۹۰٫

[۳۹]. بحار الانوار ۱۵: ۲- ۱۷۴، ۳۰: ۱۰۳، ۴۰: ۱۹۵٫

[۴۰]. بنگرید: بحار الانوار ۲۶: ۲۵۶٫

 [۴۱]. بحار الأنوار ۶۴: ۷۳- ۷۴٫

۲٫ بحار الانوار ۱۵: ۲۱٫

۳٫ بحار الانوار ۲۵: ۱

۴٫ بحار الانوار ۲۵: ۹٫

[۴۵]. علل الشرائع ۱: ۱۱۷٫

[۴۶]. المیزان ۸: ۱۰۴٫

[۴۷]. من لا یحضره الفقیه۲: ۶۱۳٫

منابع

۱٫ بحرانی، سید هاشم. (بی تا). البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه فی مؤسسه البعثه، مؤسسه البعثه قم.

۲٫ بحرانی، یوسف. (۱۴۰۹). الحدائق الناضره، قم، مؤسسه نشر اسلامی.

۳٫ برقی، احمد بن محمد بن خالد. (۱۳۳۰ ش). المحاسن، تهران، دار المکتب الاسلامیه.

۴٫ بیابانی اسکویی، محمد.(۱۳۸۶). انسان در عالم اظله و ارواح: آیات و احادیث، فصلنامه سفینه، شماره ۱۵، صص ۹-۳۳۳٫

۵٫ بیهقی، احمد بن الحسین. (۱۴۱۰ق). شعب الایمان، تحقیق: ابی هاجر محمد زغلول، دار الکتب العلمیه، بیروت.

۶٫ جزائری، سید نعمت الله. (۱۴۱۷ق). نور البراهین، تحقیق: سید مهدی رجائی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم.

۷٫ حائری، محمد حسین. (۱۴۰۴ق). الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه، دار احیاء العلوم الاسلامیه، قم.

۸٫ حلی، حسن بن سلیمان. (۱۴۲۴ق).  المحتضر. تحقیق: سید علی اشرف، انتشارات المکتبه الحیدریه .

۹٫ حلی، حسن بن سلیمان. (بی تا). مختصر البصائر، تحقیق: مشتاق المظفر، بی نا، بی جا. خراسانی، محمد کاظم. (۱۴۰۹ق). کفایه الاصول، تحقیق: مؤسسه آل البیت:، مؤسسه آل البیت:، قم.

۱۰٫ خوانساری، آقا جمال الدین. (۱۳۵۹). شرح احادیث طینت، به اهتمام عبد الله نورانی، تهران.

۱۱٫ خوئی، سید ابو القاسم. (۱۴۱۹ق). محاضرات فی أصول الفقه، تقریر: اسحاق فیاض، مؤسسه النشر الإسلامی، قم.

۱۲٫ سبحانی، جعفر. (۱۴۱۸ق). لب الاثر فی الجبر و القدر، مؤسسه الامام الصادق(ع) قم.

۱۳٫ شبر، سید عبد الله. (بی تا). مصابیح الانوار فی حل مشکلات الاخبار، کتابفروشی بصیرتی، قم.

۱۴٫ صفار، محمد بن حسن. (۱۴۰۴ق). بصائر الدرجات، تحقیق: میرزا حسن کوچه باغی، منشورات الاعلمی،  تهران.

۱۵٫ طباطبائی، سید محمد حسین. (بی تا). تفسیر المیزان، قم، منشورات جماعه المدرّسین.

۱۶٫ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، تحقیق لجنه من العلماء و المحققین، بیروت، منشورات الأعلمی، ۱۴۱۵ق.

۱۷٫ طیالسی، سلیمان بن داود. (بی تا). مسند ابی داود الطیالسی، دار المعرفه، بیروت.

۱۸٫ عکبری، محمدبن محمد بن نعمان. (۱۴۱۴ق). تصحیح اعتقادات الامامیه، تحقیق: حسین درگاهی، دار المفید  للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت.

۱۹٫ عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه. (۱۴۱۲ق). تفسیر نور الثقلین، تصحیح و تعلیق: سید هاشم رسولی محلاتی، مؤسسه اسماعیلیان، قم.

۲۰٫ عیاشی، محمد بن مسعود. (بی تا). تفسیر العیاشی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، المکتبه الاسلامیه، تهران.

۲۱٫ قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع.

۲۲٫ قمی، علی بن ابراهیم. (۱۴۰۴ق). تفسیر القمی، قم، موسسه دارالکتاب.

۲۳٫ قمی، محمد بن علی بن بابویه. (۱۳۸۶ق). علل الشرایع، نجف اشرف، منشورات المکتبه الحیدریه.

۲۴٫ قمی، محمد بن علی بن بابویه. (۱۴۱۷ق). الأمالی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه فی مؤسسه البعثه، مؤسسه البعثه.

۲۵٫ قمی، محمد بن علی بن بابویه. (بی تا). من لا یحضره الفقیه، قم، موسسه النشر الاسلامی.

۲۶٫ قمی، محمد بن علی بن بابویه. (بی تا). التوحید، قم، منشورات جماعه المدرسین.

۲۷٫ کربلائی، جواد بن عباس. (۱۴۲۸ق). الانوارالساطعه فی شرح زیاره الجامعه، مؤسسه الاعلمی، بیروت.

۲۸٫ کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۳۶۳ ش).  الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

۲۹٫ مازندرانی، مولی محمد صالح. (۱۴۲۱ق). شرح أصول الکافی، تعلیقات: میرزا ابو الحسن شعرانی، تصحیح:  سید علی عاشور، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

۳۰٫ مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳ق). بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء.

۳۱٫ مجلسی، محمد باقر. (۱۴۱۱ق). مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تحقیق: شیخ علی آخوندی و سید جعفر حسینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران.

۳۲٫ میلانی، سید علی، استخراج المرام من استقصاء الإفحام، مؤلف، قم، ۱۴۲۵ق.

۳۳٫ نوری، حسین. (۱۴۱۵ق). خاتمه المستدرک، قم، موسسه آل البیت:.

۳۴٫ نیشابوری، عبدالله بن بیع. (بی تا). المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: یوسف عبدالرحمن مرعشلی،  دارالمعرفه، بیروت.

نویسندگان:

محمد جعفر اسلامی: محقق و پژوهشگر حوزه علمیه مشهد                 

حسین جلیلی: دانش پژوه علوم حدیث                      

فصلنامه سفینه شماره ۵۴

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *