آمریکا و عربستان؛ دو ضلع از سه ضلع ناآرامی های ایران

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم در بخشی از سخنان خویش در خصوص تحلیل از وقایع اخیر ایران با اشاره به پیوند بین آمریکا، عربستان و منافقین به عنوان سه ضلعی که قصد آشوب در ایران را داشتند، بیان کردند «نقشه، مربوط به آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها است. چند ماه هم هست که دارند نقشه می‌کشند. اینکه بیاییم در شهرهای کوچک، از شهرهای کوچک شروع کنیم به طرف مرکز بیاییم. پول برای یکی از این «دولت‌های خرپول اطراف خلیج فارس» است. خب این کارها خرج دارد باید پول بدهند. آمریکایی‌ها که حاضر نیستند پول خرج کنند تا وقتی این‌ها هستند.» اما نقشه آمریکایی ها برای ایجاد ناآرامی در داخل ایران چیست و چرا دولت سعودی قسم خورده نظام سیاسی در ایران را آبستن تحولات کند؟

نخست؛ نقشه آمریکایی برای ایران؛ دوگانه فشار اقتصادی و نارضایتی اجتماعی؟

همانطور که در قالب توافق هسته ای آمریکایی ها تلاش کردند از دوگانه فشار اقتصادی – نارضایتی اجتماعی استفاده کنند، بعد از توافق هسته ای با ایران نیز استراتژیست های ارشد آمریکایی استراتژی مهار ایران را به سمت دوگانه فشار اقتصادی – نارضایتی اجتماعی سوق دادند. در زیر به این دو نقشه بیشتر اشاره می شود.

الف. آمریکایی ها و ایجاد فشار اقتصادی

شرایط منطقه در یکی دو سال اخیر، واشنگتن را به این نتیجه رسانده که ایران باید بعد از توافق هسته ای، وارد مرحله جدیدی از فشارهای اقتصادی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را به کار بستند تا با ایراد اتهامات جدید علیه وضعیت موشکی و منطقه ای ایران، سپاه را در مرکز توجه خویش قرار دهند. نگاهی به استفاده از کلمه «سپاه» طی دو سال اخیر توسط مقامات آمریکایی بیانگر این موضوع است که آمریکایی ها توجه خاصی به این موضوع داشته اند. در فوریه ۲۰۱۷، انتشارات بنیاد دفاع از دموکراسی ها در واشنگتن. دی سی، گزارشی مفصل با عنوان «تضمین منافع آمریکا: عصر جدیدی از قدرت اقتصادی» را با همکاری «مرکز تحریم‌ها و تأمینات مالی غیرقانونی» این بنیاد منتشر کرد که طراح اصلی آن شخصیت های ضد ایرانی مشهوری شبیه به مارک دوبوویتز بودند. در این گزارش در بخش طولانی با عنوان «مطالعه موردی ایران، استفاده از تجربیات یک دهه فشار بر روی ایران»، آمده است «اگرچه زمان خواهد برد تا بازارهای جهانی نسبت به تجدید تحریم‌ها واکنش نشان دهند، اما دولت ترامپ می‌تواند ایجاد تغییر در مسیر سیاست‌های آمریکا در این زمینه را از طریق اعمال تحریم‌ها بر نهادهای وابسته به سپاه که پیش از این از قرار گرفتن در لیست تحریم‌ها مصون مانده بودند، آغاز کند. با وجود نقش فراگیر سپاه در اقتصاد ایران، تعداد بسیار کمی از شرکت‌ها به دلیل داشتن ارتباط با سپاه تحت تحریم قرار گرفته‌اند (وزارت خزانه‌داری تنها ۲۵ شرکت، ۲۵ فرد و دو نهاد دانشگاهی را که تحت کنترل سپاه قرار دارند، مورد تحریم قرار داده است، این در حالی است که هزاران نهاد وابسته به سپاه که نامشان باید در این لیست باشد، وجود دارد).» استفاده از عنوان «هزاران» نهاد وابسته به سپاه نشان دهنده این است که آمریکایی ها به دنبال هدف قرار دادن تمام اقتصاد ایران هستند.

این گزارش در بخش های مربوط به بایدهای رفتار ترامپ بیان می کند «دولت ترامپ می‌تواند بلافاصله تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه شرکت‌های خارجی را که با نهادهای ایرانی تحت مالکیت یا تحت کنترل سپاه معامله می‌کنند، گسترش دهد، حتی اگر نام این نهادها به طور خاص در لیست SDN (فهرست افراد و یا شرکت‌های هدف تحریم) نباشد. بسیاری بر این باورند که اکثریت شرکت‌های تحت مالکیت سپاه تاکنون تحت تحریم‌های ثانویه آمریکا قرار گرفته‌اند، اما این مسئله درست نیست. دولت ترامپ علاوه بر این می‌تواند از تلاش‌های کنگره برای ثبت بخش‌های از اقتصاد ایران که تحت نفوذ نهادهای از سپاه قرار دارند، در این فهرست و همچنین تلاش این نهاد برای تهیه فهرستی از نهادهایی که به طور چشمگیری در معرض نفوذ سپاه هستند، اما نمی‌توان آنان را در فهرست شرکت‌های تحت مالکیت سپاه قرار داد، حمایت کند.»

ب. ایجاد نارضایتی اجتماعی

پازل تکمیل کننده نقشه آمریکایی ها برای ایجاد فشار اقتصادی، ایجاد تصویری از ایران بود که در آن تصویر ایران بازیگری نامنسجم و به هم ریخته معرفی شود. آمریکایی ها به دنبال این بودند تا به جامعه بین الملل اینگونه مخابره کنند که مردم منعکس کننده صداهای منطقه ای و سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیستند و این دو (صدای مردم از صدای حکومت) از هم جدایند. در این خصوص همانطور که مشاهده می شود دونالد ترامپ در سه چهار روز آشوب های ایران، شب و روز را به هم پیوند داده بود تا این مسئله را بیان کند که مردم ایران سیاست خارجی خود را نمی خواهند. نگاهی به سخنان ترامپ، مکرون، نیکی هیلی و … که تلاش کرده اند تا بگویند «مردم سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نمی خواهند»، نشان می دهد، نقشه آمریکایی ایجاد پیوند بین فشار اقتصادی از بزرگنمایی نارضایتی اجتماعی در حال پیاده سازی بود.

۲٫ نقشه «خرپول» منطقه  

عربستان شدیدا تصور می کند ایران موجودیتش را به خطر انداخته است. در ساختن این تصور نیز آمریکایی ها نقش بسیار حیاتی ایفا کرده اند. استیو بنن در بخش هایی از کتاب «آتش و خشم» که به وقایع یک سال اخیر ریاست جمهوری ترامپ اختصاص یافته است، می گوید «عربستان تا سر حد مرگ از ایران می ترسد.» در ایجاد این ترس، آمریکایی ها سهم وسیعی داشته اند. به عبارت دیگر آمریکایی ها تلاش کرده اند تا ایران را برای عربستان به عنوان یک دشمن درجه یک جا بزنند. ترامپ در سخنان متعددی بیان داشته اگر عربستان می خواهد آمریکا امنیتش را تامین کند، باید هزینه این تامین را به آمریکا پرداخت کند. بنابراین با بزرگنمایی از رقابت منطقه ای تهران – ریاض، ایران را برای عربستان به صورت یک دشمن ساخت و پرداخته کرده است. تلاش برای ایجاد ناآرامی نیز در طراحی و نقشه آمریکایی ها یکی از مسائلی است که (با تصویرسازی آمریکایی ها از ایران) سبب ایجاد امنیت در عربستان می شود، و عربستان باید هزینه آن را به آمریکا پرداخت کند. بنابراین آمریکایی ها به خوبی در تلاشند تا از این گاو شیرده در جهت منافع خود بهره برداری کنند. آمریکایی ها دقیقا نقطه ضعف عربستان را فهمیده اند و برای آن سناریوهایی نوشته اند. سناریوی ناآرامی در ایران و تامین مالی آن توسط ریاض، نقشه مهندسی شده ترامپ و استراتژیست های آمریکایی بوده است.

از سوی دیگر نیز بن سلمان در عربستان قرار دارد، شخصیتی که شدیدا نیازمند از بین بردن دشمنان خود برای تقویت جایگاهش در عربستان است. حال می خواهد این دشمن داخل عربستان باشد یا بیرون آن. نگاهی به نحوه پردازش ناآرامی های ایران در عربستان، نشان دهنده رکن دوم مثلث آشوب در ایران است. محمد بن سلمان قول داده بود که ناآرامی ها را به داخل ایران بکشاند.

نگاهی به رسانه های سعودی نیز کمک کننده این موضوع است. چهار روزنامه «الشرق الاوسط»، «عکاظ»، «الریاض» و «المدینه» در طول حدود یک هفته (از ۸ تا ۱۴ دی)  ۳۸۲ خبر، تحلیل و کاریکاتور در خصوص ایران منتشر کردند؛ یعنی روزی حدود ۵۵ مطلب. از مجموع ۳۸۲ خبر در چهار روزنامه سعودی در هفت روز، ۲۲۶مورد آن خبر، ۱۲۸ مورد تحلیل و ۲۸ مورد طرح و کاریکاتور بود؛ یعنی به ازای هر خبر، بیش از دو تحلیل یا یادداشت منتشر شده است. این روزنامه سعودی چاپ لندن، طی هفت روز حداقل ۱۱۵ مطلب علیه ایران منتشر کرد که ۵۴ موردآن خبر و ۴۹ مورد آن یادداشت و تحلیل و ۱۲ مورد آن کاریکاتور و طرح بوده است. یعنی در هر روز میانگین نزدیک به ۱۷ مطلب علیه ایران منتشر کرده و به ازای هر خبر یک تحلیل داشته است. منبع نیمی از اخبار این روزنامه در این شش روز عناصر گروهک منافقین است. در مقاله‌ای به قلم «عبدالرحمن الراشد» سردبیر پیشین این روزنامه، نویسنده به این مسأله می‌پردازد که سقوط حکومت ایران از طریق جنگ داخلی و درگیری به هیچ وجه برای کشورهای عربی مناسب نیست و باید کاری کرد که حکومت ایران از درون به استحاله رود و تغییرات ریشه‌ای در تصمیمات خود و در زمینه‌های مختلف اتخاذ کند. روزنامه عکاظ نزدیک به بن سلمان طی هفت روز مجموعا (حداقل) ۱۰۴ مطلب علیه ایران منتشر کرد یعنی حدود ۱۵ خبر در هر روز. عکاظ در یادداشتی به قلم «هانی الظاهری» با تیتر «چرا باید الان رژیم ایران مورد حمله قرار بگیرد»، خواستار حمله فوری نظامی به ایران شد یا در خبری دیگر مدعی سقوط استان مرکزی شده بود.[۱]

بنابراین دو ضلع فعال ناآرامی ها در ایران آمریکایی ها و سعودی ها بوده اند، ناآرامی ها آخرین ابزار آمریکایی ها علیه ایران نخواهد بود. تا زمانی که ایران منافع آمریکا در منطقه را به خطر اندازد، آمریکا از این ابزارها علیه ایران استفاده خواهد کرد.

پی نوشت:

[۱] http://www.farsnews.com/13961016001879

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *