بررسی الگوی رفتاری پسابرجامی ایالات متحده ی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران

چکیده

اعمال نفوذ و سلطه گری بشر بر همنوعان خود در دوران های مختلف زندگی انسان به شیوه های متفاوتی وجود داشته است. دوره ی استعمار قدرت های اروپایی تا اواسط قرن بیستم، دوره ی منازعه ی سلطه گران در شکل جنگ و رقابت علنی در نیمه ی اول قرن بیستم با شاخص جنگ های اول و دوم جهانی، دوره ی استعمار نوین و سلطه ی نامرئی در قالب نفوذ در کشورها در دوره ی جنگ سرد، دوره ی سلطه ی جهانی و قلمروهای کلان در پایان قرن بیستم و پس از فروپاشی نظام دوقطبی و دوره-ی جنگ سرد که به «جهانی شدن و جهانی سازی» معروف شده است. جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت بی نظیر جغرافیایی در جهان و سیاست های ایدئولوژیکی خود بعد از ظهور و بروز انقلاب اسلامی ایران رفته رفته به یک قدرت منطقه ای مبدل شده که مانعی برای اجرای سیاست های سلطه گرانه ی ایالات متحده ی آمریکا در جهان و به خصوص در منطقه ی غرب آسیا و شمال آفریقا شده است. به همین دلیل در طول حدود چهار دهه آمریکا سیاست های مختلفی را جهت مقابله و یا مهار ایران مورد استفاده قرار داده که تابعی از یکی الگوهای سلطه و استیلا، تعامل و همکاری، نفوذ و رقابت بوده که در این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی به مطالعه ی الگوی رفتاری آمریکا در قبال ایران پس از توافق هسته ای پرداختیم و این نتیجه حاصل شد که این رابطه تابع یک الگوی رفتاری ترکیبی از سلطه و نفوذ است.

کلیدواژگان: ایالات متحده ی آمریکا، سلطه، نفوذ، جمهوری اسلامی ایران، پسابرجام، توافق هسته ای

نویسندگان:
محسن عابدی درچه ، هادی تاجیک

نشریه پژوهش های انقلاب اسلامی – سال پنجم، شماره ۱۶، بهار ۱۳۹۵٫

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *