ایران هراسی در تقسیم کار غرب/ موشکی برای فرانسه، منطقه­ ای برای انگلیس و تغییر رژیم برای آمریکا

قطار ایران هراسی اروپا و آمریکا به سرعت در حال حرکت است. از طرفی فرانسه در تقسیم کاری از پیش تعیین شده بر ایران فشار می آورد که برنامه موشکی خود را کنترل کند، از طرفی انگلیس نیز در تقسیم کاری که به او محول شده به دنبال مهار قدرت منطقه ای ایران است و در سویی نیز آمریکایی ها که بدنام تر هستند، حالا یادشان افتاده از قدرت نرمی که زمان رئیس جمهور سابقشان از آن استفاده می کردند، در خصوص ایران استفاده کنند و تغییر رژیم را پی بگیرند.

گذری تاریخی به تقسیم کار ایران­ هراسانه

سال های بعد از ۲۰۱۰ سالهای تقسیم کار بین المللی بین سه کشور فرانسه، انگلیس و آمریکا علیه ایران بود، سه کشور تلاش داشتند تا موضوع هسته ای ایران را به نحو مطلوب خود مدیریت کرده و با ایجاد فضای ایران هراسانه ای، ایران را در عرصه بین المللی وارد کوچه بن بستی کنند که هیچ چاره ای جز تن دادن به توافق هسته ای نداشته باشد. اگرچه نظام بر اساس سیاست هوشمندانه نرمش قهرمانانه و با نیت انباشت تجربه مردم تلاش کرد پرونده هسته ای را به نتیجه برساند، اما این سه کشور چه قبل از مذاکرات، چه حین مذاکرات و چه بعد از مذاکرات تلاش کردند تا با یک تقسیم کار بین المللی از ایران امتیازات بیشتری کسب کنند. به نظر می رسد فضای فعلی رسانه ای و فکری که غرب بر روی آن تمرکز کرده تکرار همان سناریو در برابر ایران است. نگاهی به رفتارهای این سه کشور یعنی فرانسه، انگلیس و آمریکا نشان دهنده این موضوع است.

موشکی برای فرانسه، منطقه ای برای انگلیس، و تغییر رژیم برای آمریکا

نگاهی به سیاست های مطرح شده توسط مقامات این سه کشور نشان می دهد تقسیم کار بین آنها بدین قرار است. فرانسه برنامه موشکی را هدف قرار دهد، انگلیس نقش ایران در منطقه را هدف قرار دهد و آمریکا بر روی تغییر رژیم تمرکز کند.

موشکی برای فرانسه

در طول چند سال اخیر فرانسوی ها به دلیل ظرفیت قدرت خود، اگرچه نتوانسته اند نقش تعیین کننده را در ارتباط با موضوع ایران و فشار به کشورمان بازی کنند، اما در عین حال نقش تاثیرگذاری را داشته اند، یک نمونه از این تاثیرگذاری را می توان در نقش منفی آن ها در حین مذاکرات هسته ای با ایران بر شمرد. اینکه فرانسوی ها می گویند از برجام دفاع می کنیم ولی در زمینه فعالیت های موشکی ایران در کنار آمریکایی ها می ایستیم، به واقع بازروایی همان وظایف تقسیم شده ای است که آن ها در سال های پیش در خصوص ایران انجام می دادند.

طی یکی دو ماه اخیر فرانسه شدیدا به دنبال این است که برنامه موشکی ایران را در چارچوب مذاکراتی جدید قرار دهد. سخنان مکرر وزیر خارجه و رئیس جمهور این کشور حکایت از این دارد که فرانسوی ها به صورت فعال در این زمینه وارد میدان شده اند. لفاظی های فرانسه علیه ایران تا حدی بوده است که آمریکایی ها از آن ها تقدیر کرده اند. نیکی هیلی در این خصوص گفته است فرانسه، اخیراً حمله لفظی به ایران به دلیل نقض قطعنامه‌های مربوط به موشک بالستیک را آغاز کرده است. وظیفه تعریف شده فرانسه در خصوص اعمال فشار به ایران بر سر موضوع موشکی و جار و جنجال بین المللی پیرامون آن سبب شده است تا هیلی از «حملات لفظی فرانسه به ایران» تقدیر کند.

منطقه ای برای انگلیس

 در یک تقسیم کار جداگانه انگلیسی ها به دنبال بدنام کردن ایران در عرصه بین المللی پیرامون نقش منطقه ای تهران هستند و تلاش می کنند ایران را به عنوان عامل بی ثباتی در منطقه معرفی کنند. در همین خصوص اخیرا بوریس جانسون وزیر خارجه انگلیس که اخیرا سفری به ریاض داشته ، بیان کرده «نماینده آمریکا در سازمان ملل پیشنهاد داد یک تلاش هماهنگ جامعه بین‌الملل برای تنبیه ایران به بهانه آنچه که نقض قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل در خصوص موشک‌های بالستیک خواند، می‌تواند ترامپ را متقاعد کند که باقی ماندن در برجام ارزش دارد.» جانسون در ادامه سیاست های تقسیم شده ای که به انگلیس محول شده در خصوص فعالیت های منطقه ای ایران می گوید : «ایران به موازات (اجرای توافق برجام)، اقداماتی در منطقه می‌کند که اقدامات خوبی نیستند. شما شنیدید که من درباره یمن چه گفتم، ما می‌دانیم که آنها در سوریه در حال انجام چه کاری هستند، و در لبنان آنها برای حزب‌الله موشک می‌فرستند. ما با ایران خیلی واضح و صریح بوده‌ایم. می‌توانیم به شما بگویم که من در تهران بوده‌ام و موضوع شماره اول دستور کار من با همه مقاماتی که دیدم آن بود که (تاکید کردم) این موضوع کاملا غیرقابل قبول است که آنها از استفاده حوثی‌ها از موشک‌ها علیه عربستان سعودی چشم پوشی می‌کنند. این سیاست فاجعه باری است»

سخنان بوریس جانسون نشان می دهد پشت پرده ماجرای فشارها بر ایران، موضوع دیگر نهفته است و آن موضوع تلاش برای اعمال تحریم های موضوعی جدید است. نزدیکی فرانسه و انگلیس به آمریکا در حالی که سایر کشورهای اروپایی از ترامپ فاصله گرفته اند، نشان می دهد که چندان نباید به سیاست های رسانه ای کشورهای غربی توجهی داشت.

تغییر رژیم برای آمریکا

مروری بر رفتار آمریکایی ها خصوصا در ماه های بعد از تثبیت قدرت ترامپ و تیم امنیتی او، نشان می دهد که آمریکا تلاش می کند با مطرح کردن گزینه تغییر رژیم، اصطلاحا مرگ را بگیرد تا ایران را به تب راضی کند. حمایت همه جانبه از گروهک منافقین در نشست پاریس که در آن تعداد کثیری از نمایندگان دولت و مجلس آمریکا حضور داشتند اولین اقدام آن ها در این زمینه بود. بعد از آن نیز به صورت سلسله مراتبی ، اقدامات آمریکایی ها ادامه پیدا کرد. آخرین حربه آن ها فشار به ایران با حربه ای است که یادآور باراک اوباماست. غافل از آن که این حربه برای ترامپ و دولتش جواب نمی دهد. اخیرا مدیر سیا در گفت و گویی گفته ؛ نگران میزان نفوذ ایران در سوریه و منطقه است و به این سوال که آیا آمریکا شیوه ها و ابزارهایی برای مقابله با این نفوذ دارد پاسخ مثبت داد. مایک پمپئو گفته است خیلی نگرانیم که جنگی بین ایران و عربستان درگیرد.» پمپئو در حالی تلاش کرده فشار بر ایران را برجسته سازد که می خواهد از سیاست اسلاف خود در دولت اوباما نیز استفاده کند. دولت اوباما در خطاب قرار دادن مردم ایران سوای از دولت و حکومت مهارت داشت و تلاش می کرد تا با استفاده از ابزارهای قدرت نرم خود مردم را از حکومت جدا کرده و به فضای اجتماعی ایران وارد شود. پمپئو نیز در گفت و گوی اخیر خود تلاش کرده تا اینگونه وانمود کند که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است. غافل از اینکه این حربه یقینا در دولت ترامپ نسبت به مردم ایران جواب نخواهد داد. کارنامه ترامپ برای مردم ایران کارنامه ای ننگین و شرم آور است. مدیر سیا گفته ؛ «… مردم ایران باید بفهمند این [جنگ با عربستان] اتفاق خوبی برای آنها نخواهد بود. در هفته های گذشته شاهد اعتراضات بودیم. مردم ایران می فهمند که این ماجراجویی ها برای آنها ده ها میلیون دلار هزینه دارد و زندگیشان را به خطر می اندازد. تاریخ ایران نشان داده که مردم این کشور درک عمیقی دارند از اینکه چگونه در جهان موفق باشند. امیدوارم که قیام کنند و بفهمند که فرستادن نیروهای نیابتی به مناطقی مثل اروپا، تلاش برای خرابکاری در اروپا به نفع کشورشان نیست. آن هم وقتی که می شود برای بهتر کردن ایران کارهای زیادی کرد. ما مطمئنیم که مردم ایران این نکته را می فهمند و امیدواریم که رهبرانشان هم این موضوع را بپذیرند.»

تلاش آمریکا برای اینکه سیاست تغییر رژیم را رسانه ای کند بدین منظور است که مقامات ایران را دچار اشتباه محاسباتی کرده و بیان کند که آمریکا به دنبال «مرگ» است. بنا به محاسبات آمریکایی ها این موضوع سبب خواهد شد تا وظایفی که فرانسه و انگلیس برعهده گرفته اند راحت تر به وقوع بپیوندد. به عبارتی ایران از ترس تلاش غرب برای تغییر رژیم به سمت مذاکرات با غرب بر سر موضوعات استراتژیک برود.

غافل از اینکه وضعیت ایران در عرصه داخلی و منطقه ای قابل مقایسه با قبل نیست. بنا به گفته اسکات پترسون ایران اینک ابرقدرت جدید منطقه است. علت زجه های آمریکا در برابر ایران نیز ناتوانی از پذیرش قدرت نوظهور ایران است. آن چه مهم است این است که در این برهه هیچ اشتباه محاسباتی جایز نیست. راه ایران راه مقاومت است و آن چه ایران را به موقعیت فعلی رساند چیزی جز مقاومت نیست.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *