دلایل تهدید مستمر غربیان به تحریم ایران

برخی خلل و فرج در برنامه جامع اقدام مشترک سبب شده است تا دولت های دیگر به خود این اجازه را بدهند که هر زمان که خواستند، می توانند علیه ایران دست به اقدام تحریمی بزنند. برای پاسخ به این سوال که چرا طرف غربی هر زمان که اراده می کند، علیه ایران دست به اقدام تحریمی می زند، بایستی به چند عنصر توجه داشت؛ که یکی از این مسائل عوامل اصلی را باید عوامل تحریک کننده و محرک ها برشمرد. از جمله این عوامل تحریک کننده می توان به عوامل درونی و بیرونی اشاره کرد. 

نخست. عوامل درونی

از جمله عوامل درونی که نقش محرک را برای تحریم های غرب علیه ایران بازی می کند، می توان به اعتماد به غرب، مخابره پیام های نادرست به غرب و عادی شدن مسئله تحریم علیه ایران و چشم دوختن به مذاکره به عنوان حلال مشکلات اشاره کرد.

۱٫ اعتماد به غرب

یکی از مهمترین نقاط ضعفی که در حین مذاکرات به طرف دیگر نیز مخابره شد «اعتماد به طرف غربی» بود. رهبر انقلاب در دیدار کارگزاران و مسئولان نظام بیان داشتند «یک موضوع دیگر که این هم جزو تجربه‌های اساسی ما است و بایستی شماها در مدیریّت کشور -در هر بخشی که هستید- به آن توجّه داشته باشید، مسئله‌ی اعتماد نکردن به دشمن و به وعده‌های دشمن است؛ این حرف، جدّی است؛ این مسئله، جدّی است؛ ما یک جاهایی اعتماد کردیم به دشمن، ضربه خوردیم؛ با اینکه میتوانستیم اعتماد نکنیم، با اینکه گمان نمیکردیم اعتماد کنیم، امّا کردیم. این اعتماد کردن به دشمن و به وعده‌ی دشمن، به ما ضربه میزند.» اعتماد به سخن وزیر امور خارجه آمریکا در خصوص موضوع بسیار حیاتی تحریم ها، مسئله ای بود که بعد از توافق تبدیل به یک امر رسانه ای شد.

۲٫ عادی شدن مسئله تحریم علیه ایران

از جمله موارد دیگری که نقش محرکی برای تحریم های اعمال شده غرب علیه ایران داشته است، تبدیل شدن تحریم های غربی به عنوان یک امر عادی است. بی تفاوتی بسیاری از مسئولین، واکنش های نامتقابل، چنددستگی در اعمال پاسخ، عدم شفافیت، و نهایتا ولع برای ارتباط با غرب از جمله مسائلی هستند که در این عادی شدن مسئله تحریم های غرب علیه ایران دخیل بوده اند.

تحریم آمریکایی ها و اروپایی ها بعد از این توافق به قدری تبدیل به امری عادی شد که در یک بازه زمانی که تحریم هایی علیه ایران صورت گرفته بود در این خصوص «علی بیگدلی» کارشناس روابط بین الملل در خصوص تحریم های جدید امریکا علیه ایران در گفت و گو با وب سایت اصلاح طلب عصر ایران گفته «در صورت ایجاد مانع در اجرای برجام یک شورای حل اختلاف تعیین شده است ما هیچ اقامه دعوایی به این شورا نداشته ایم پس تحریم ها با تعهد برجام هیچ مغایرتی نداشته و آن را به خطر نمی اندازد.»

۳٫ مخابره پیام های نادرست به غرب

سوای از تبدیل شدن تحریم ها به عنوان یک امر عادی و اعتماد به غرب به عنوان عوامل محرک تحریم علیه ایران، یکی از مسائلی که سبب شده تا طرف غربی به مسئله تحریم ها به صورت روزمره نگاه کند، تبدیل کردن منازعات پیرامون مسائل کلان و حیاتی کشور به عنوان بحث های جنجالی و سیاسی بوده است. کسانی که در تلاش برای کسب این توافق بوده اند، هنوز در دوران مذاکرات مانده اند و اسیر واژگانی چون «توافق قرن»، «توافق تاریخی» و … از این دست مسائل بوده اند. همین موضوع سبب شده است تا این پیام اشتباه به غربی ها مخابره شود که ایرانی ها نسبت به مسئله تحریم ها حساسیت ندارند.

۴٫ چشم دوختن به مذاکره به عنوان حلال مشکلات کشور

در پاسخ به این سوال که راه حل مشکلات کشور چیست؟ در یک صد سال اخیر ایران منازعات تئوریکی وجود داشته است. برخی به دنبال ارائه راه حل های بومی و برخی به دنبال استقراض از نگاه های بین المللی بوده اند. ماجرا زمانی از اهمیت برخوردار می شود که ایران خصوصا در ۴۰ سال گذشته به عنوان هدف دست نیافتنی کشورهای غربی برای نفوذ بوده است. بسیاری از نظریه پردازان اقتصادی در داخل کشور بر آنند که اساسا وابستگی متقابل برای ایران کارکردی ندارد، چرا که جامعه ایران شدیدا متاثر از ساختارها و بافتارهای داخلی است و وابستگی متقابل به واقع نیازمند کردن ایران به جامعه بین المللی است.

در روابط بین الملل اصل بر این است که کشورها بر اساس نیازشان به هم، به ذهنیتی نسبت به طرف دیگر می رسند، و متعاقبا بر اساس ذهنیت خودشان، دیگران را درک می کنند و بر اساس همین درک روابط فی مابین کشورها قوام و دوام می یابد. تفاوتی بین اوباما و ترامپ در این زمینه نیست، اختلافات در لحن بیان است. در روابط بین ایران و آمریکا «نیاز اقتصادی»، جای خود را به «نیاز سیاسی» داده است. آمریکایی ها از قدرت گیری نیروهای انقلابی در ایران هراسانند. این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی در ابعاد سیاسی به قدری موفق بوده که قدرت گیری نیروهای انقلاب آمریکایی ها را ملتهب می کند و از ترس قدرت گیری ایشان، تحریم علیه ایران را تعلیق می کنند. اما به لحاظ اقتصادی دولت ها موفقیت چندانی در وابسته کردن اقتصادی کشورهای دیگر به ظرفیت های اقتصادی ایران نداشته اند، چه اگر این نیازمندی اقتصادی نه حتی در آمریکا بلکه در متحدان این کشور و حتی کشورهای اروپایی به ایران وجود داشت، از ترس فشار شرکت های بین المللی، هر از گاهی از گزینه تحریم علیه ایران استفاده نمی شد. طرح مسئله نیازمندی اقتصادی به معنی ایجاد رابطه اقتصادی با آمریکایی ها و پذیرش رابطه با آن ها نیست، بلکه به معنی ایجاد شبکه ای از وابستگی های اقتصادی در کشورهای متحد آمریکا شبیه به کشورهای اروپایی و ایجاد هراس در آمریکا نسبت به تحریم ایران است. این در حالی است که برعکس اقتصاد ایران در حال وابسته شدن به شبکه اقتصادی بین المللی است.

دوم. عوامل بیرونی محرک برای تحریم ایران

از جمله مهمترین عوامل بیرونی اثرگذار بر تحریم های علیه ایران می توان به دکترین کلی دولت های آمریکا و تلاش های برخی از کشورهای منطقه ای برای رقابت اقتصادی و متعاقبا از میدان به در کردن اقتصاد ایران اشاره کرد. این دو موضوع، مسائلی هستند که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.

۱٫ دکترین کلی آمریکا در خصوص اقتصاد ایران

دکترین کلی آمریکا در شرایط فعلی نظام بین الملل، ایجاد میدانی جدیدی از نبرد به نام نبرد اقتصادی است. رهبر انقلاب به «جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران»، به عنوان حربه آمریکا علیه ایران اشاره کرده اند. تفاوتی بین روسای جمهور آمریکا در خصوص کاربرد این روش وجود ندارد. تا حدی که دونالد ترامپ نیز در بدو ورودش به کاخ سفید آن را روی میز خود قرار داد. در زمان اوباما نیز بسیاری از شرکت ها و بانک های بین المللی از برقراری مراودات مالی با یاران ترس و واهمه داشتند. اوباما وزیر خزانه داری خود را مامور کرده بود تا به تمام کشورهای اروپایی برود، و به آن ها این هشدار را بدهد که در خصوص ایران بعد از توافق هسته ای چیزی تغییر نکرده است. روزنامه الشرق الاوسط طی گزارشی در مورد مانع‌تراشی آمریکا در روند سرمایه‌گذاری در ایران نوشت منابع بانکی اروپایی فاش کرده‌اند که بسیاری از پروژه‌ها و قراردادهای سرمایه گذاری در ایران طی چند ماه گذشته تحت تاثیر اداره کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا بی نتیجه مانده‌اند، چرا که این فعالیت‌ها نقض تحریم‌های اعمالی علیه تعدادی از طرف های ایرانی قرار گرفته در فهرست سیاه آمریکا محسوب می‌شوند.

۲٫ عربستان سعودی به عنوان یک متغیر مزاحم

اینکه چه دستان پشت پرده ای برای ترساندن شرکت های بین المللی از فرار در بازار ایران و در محیط ایران وجود دارد، را بایستی در برخی از اهداف بازیگران منطقه ای نیز جستجو کرد. یک نمونه ناموفق و رسانه ای شده آن را بایستی در ناکامی عربستان در تهیج روسیه به ممانعت از رابطه با ایران در ازای پیشنهاد میلیاردها دلار پول و قرارداد با این کشور توسط عربستان می توان عنوان کرد. همین چند روز پیش بود که اخباری در رسانه ها منتشر شد که حکایت از این داشت که عربستان شرکت های بین المللی را تهدید کرده که یا با ایران رابطه داشته باشند یا با عربستان.

به طور کلی عناصر درونی و بیرونی بسیاری وجود دارد که به عنوان محرک تحریم های کشورهای غربی علیه ایران عمل می کنند. در مقابل راه حل هایی نیز برای برون رفت از این مشکلات توسط نخبگان کشور مطرح شده است. اقتصاد مقاومتی و تلاش برای از بین بردن وابستگی اقتصادی به خارج از مرزهای کشور یکی از این راه حل ها است که بایستی تمرکز بیشتری بر روی آن صورت گیرد.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *