سواد رسانه ای، مفهومی قدیمی با رویکردی جدید

سواد رسانه ای مهارتی است که در جامعه ما، در چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته است و تعریف هایی نیز برای آن بیان شده است. اگر بخواهم به شکل خلاصه، هدف از سواد رسانه ای را بیان کنم می توانم به قابلیت تشخیص محصولات و محتوای رسانه ای مفید و مضر از یکدیگر و مشخص کردن میزان و مدت زمان استفاده صحیح از انواع رسانه ها جهت تامین نیازهای مشخص، اشاره کنم که موجبات حفظ سلامت جسمی، روحی و رفتاری افراد را فراهم می آورد.

* رویکرد جدید سواد رسانه ای، شامل بخش هایی می باشد که با فراگیری آن ها می توانیم این مهارت را کسب کنیم این بخش ها شامل طراحی رژیم مصرف رسانه ای مناسب، شناخت انواع رسانه ها و… می باشند. قوانین زیادی در کشورهای مختلف و سازمان هایی که در این حوزه فعالیت دارند ارائه می شود از مدت زمان استفاده از رسانه های دیجیتالی برای سنین مختلف و مشخص کردن کیفیت برنامه هایی که کودکان تماشا می کنند گرفته تا محدود و ممنوع کردن استفاده از رسانه ها در مکان های معین. اما هدف از ارائه و اجرای این قوانین چیست؟

هدف این است که به طور مثال در حوزه تربیت کودکان، والدین این اطمینان را حاصل کنند که استفاده از رسانه ها، جای خواب کافی، فعالیت های بدنی و سایر رفتارهای ضروری فرزندشان را نمی گیرند لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که سواد رسانه ای، کمتر استفاده کردن و یا استفاده نکردن از رسانه ها نیست بلکه استفاده صحیح و به اندازه از محتوای مفید رسانه ای می باشد.

* از مزایای رسانه ها می توان به کسب ایده های جدید، افزایش فرصت ها برای دسترسی به پیام های مفید علمی- آموزشی، کسب دانش و به اشتراک قرار دادن مطالب مفید در حوزه های مختلف، ارتباطات مناسب جهت ارتقاء سطح در زمینه های گوناگون و بسیاری از موارد دیگر اشاره کرد اما از طرف دیگر، اگر در برابر رسانه ها منفعل بوده و برنامه مشخصی برای استفاده از آن ها نداشته باشیم یا به عبارت دیگر، مهارت سواد رسانه ای را کسب نکرده باشیم با مشکلاتی از قبیل اثرات منفی بر روی سلامتی، به هم خوردن ساعات استراحت و خواب، قرار گرفتن در برابر محتوا و مخاطبین نادرست و سایر مواردی از این دست مواجه می شویم.

* علت اینکه در عنوان متن حاضر، از سواد رسانه ای به عنوان یک مفهوم قدیمی یاد کردم این است که شاید اسم سواد رسانه ای برای جامعه ما جدید باشد ولی اگر به دهه های گذشته برگردیم و نگاهی به آموزش ها و رفتارهای تربیتی که والدین به صورت تجربی در حوزه رسانه ها داشتند بیندازیم در می یابیم که آن ها به نوعی با سواد رسانه ای آشنا بوده و در حوزه تربیتی از این مهارت استفاده می کردند اگر یادتان باشد در دهه های گذشته در جامعه ما آنچه که در باور عمومی به عنوان رسانه شناخته می شد شامل عکس، کتاب، روزنامه، مجله، رادیو، سینما، تلویزیون، فیلم های ویدیویی و کنسول های بازی بود اما نکته جالب این است که تقریبا برای استفاده از همه موارد بیان شده با توجه به اینکه چیزی به نام سواد رسانه ای عنوان نمی شد، قوانینی مانند مورد های زیر وجود داشت:

– والدین، هر عکس یا تصویری را جلوی کودکان نشان نمی دادند یا تماشا نمی کردند چون می دانستند که ممکن است تاثیرات نا مطلوبی را برای فرزندشان به همراه داشته باشد .

– پدران و مادران به انتخاب کتاب های غیر درسی برای کودکانشان توجه داشتند و مراقب بودند که چه مطلبی را می خوانند و حتما در هنگام خرید کتاب، کودکان را همراهی می کردند و دقت می کردند که موضوع کتاب، مناسب سن و سال فرزندان باشد.

– در مورد تماشای برنامه های تلویزیونی، فیلم های ویدیویی و کنسول های بازی هم قوانینی وجود داشت از جمله :

۱٫  تماشای برنامه های تلویزیونی و همچنین استفاده از کنسول های بازی برای کودکان، مدت زمان مشخصی داشت

۲٫  والدین نظارت می کردند که کودکان چه برنامه های را از تلویزیون تماشا می کنند

۳٫  تهیه فیلم های ویدیویی برای کودکان به عهده والدین بود و در هنگام خرید فیلم ها به موضوع آن و محدوده سنی آن ها توجه می کردند.

۴٫  کمتر شاهد آن بودیم که کودکان، همراه پدر و مادر و یا پدر بزرگ و مادر بزرگ خود همگی به تماشای یک برنامه بنشینند و هر شخص برنامه های متناسب با سن خودش را تماشا می کرد .

۵٫  بازی های که از طریق کنسول های متصل به تلویزیون مورد استفاده کودکان قرار می گرفت تا حد امکان توسط والدین تهیه می شد و در غیر اینصورت هم چون این بازی ها معمولا در خانه انجام می شد تحت نظارت والدین بود.

هدف از بیان موارد فوق این بود که والدین از دهه های گذشته، در حوزه استفاده از رسانه ها تا حد زیادی این حساسیت ها را در خصوص بحث های تربیتی در مورد فرزندانشان داشتند و به عبارتی اگر والدین جهت استفاده از رسانه ها برنامه زمانی برای فرزندانشان تعیین می کردند و استفاده از رسانه ها را تا جایی مفید می دانستند که جای فعالیت های ضروری را نگیرد یعنی به نوعی، یک رژیم مصرف رسانه ای طراحی می کردند و یا اینکه تشخیص می دادند که کدام برنامه برای چه سنی مناسب است و روی آن حساس بودند به نوعی به بحث رسانه شناسی مربوط می شود و سایر موارد مربوط به حوزه های تربیتی که در جامعه ما، در دهه های گذشته نیز به وضوح دیده می شد که اثرات مثبت آن آموزش ها در حال حاضر در بین بسیاری از افراد جامعه دیده می شود و این نشانگر آن است که سواد رسانه ای مفهوم جدیدی در جامعه ما نیست بلکه با توجه به پیشرفت های حاصل شده، رشد وگسترش رسانه ها، رویکرد آن بر حسب نیاز  به شکل جدیدی ارائه شده است.

*** در پایان، مطلب مهمی که حائز اهمیت می باشد این است که بر اساس موارد بیان شده و با توجه به نوع رسانه ها و نحوه فعالیت آن ها در دهه های گذشته، والدین می توانستند حتی بصورت تجربی در حوزه های تربیتی با همان روش های قدیمی تا حد زیادی به هدف تربیتی خود برسند اما در سال های اخیر با توجه به رشد و گسترش رسانه ها در بخش فن آوری اطلاعات و پیشرفت های دنیای ارتباطات و افزایش دسترسی به رسانه های تعاملی و استفاده روز افزون از این رسانه ها، آسیب های اجتماعی جدیدی در جامعه بروزکرده است که در نتیجه نیاز ما به یادگیری و آموزش برای درک دنیای جدید و استفاده از ابزار ها و امکانات آن را نیز افزایش می دهد لذا در این شرایط، ناگزیر هستیم تا بر اساس رویکرد جدید سواد رسانه ای حرکت کنیم تا بتوانیم به اهداف خود در حوزه های تربیتی برسیم. به طور کلی داشتن مهارت سواد رسانه ای بسیار اهمیت دارد چون رسانه ها بخشی از زندگی ما هستند و این مهارت به ما کمک می کند که رسانه ها را مدیریت کنیم و اگر این کار را نکنیم این رسانه ها هستند که ما را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *