صهیونیست ها و سعودی ها به دنبال از بین بردن ایده مقاومت در جهان اسلام

دوباره اخبار مربوط به فلسطین برجسته شده است. این بار تروریسم دولتی اسرائیل تنها در نزدیک به ۱۰ روز نزدیک به سی نفر را به شهادت رسانده است. حال فلسطین در این روز ها همچون حال مادران و فرزندانی است که در این سرزمین محاصره شده اند. در یکی از ویدئوهایی که در خصوص همین وقایع مخابره شده است، مردان صیهونیست دور تا دور یک زن مسلمان فلسطینی که در حال سر دادن ندای آزادی است، حلقه زده اند و او را با کتک زدن به سمت خودروی امنیتی خود هدایت می کنند. در همان لحظه ای که او به سمت خودروی امنیتی صهیونیست­ها برده می شود، کودک او دستانش را به مادر گره می زند، اما ماموران امنیتی بدون توجه به این موضوع کودک را از مادر جدا می کنند و او را به سمت خودروی امنیتی خود می برند. رسانه ها از سرنوشت آن مادر چیزی مخابره نکرده اند. این تنها یک نمونه از فجایعی است که در سرزمین های اشغالی در حال رخ دادن است.

۱٫ فضایی که در فلسطین به وجود آمده است، دقیقا شبیه به همین اتفاقی است که در خصوص این مادر و کودک فلسطینی در حال رخ دادن است. آل های منطقه یکی پس از دیگری دور فلسطین حلقه زده اند. محمد بن سلمان، محمد بن زائد، خاندان آل خلیفه و دیگرانی که اخبار روابط پیدای آن ها با رژیم اشغالگر هنوز منتشر نشده است. نتانیاهو و رژیم صهیونیستی در حال عربده کشیدن علیه مسلمانان هستند و در عین حال در محافظت کامل گروهی هستند که بیان می کنند به دنبال احیای حقوق فلسطین هستند. ادعای محمد بن سلمان در خصوص اینکه فردای مسالمت بین فلسطین و اسرائیل، روابط عربستان با رژیم اشغالگر بهبود خواهد یافت، تنها یک لاف سیاسی است، چرا که همین حالا نیز عربستان روابطش را با رژیم صهیونیستی گسترش داده است، هواپیماهای صهیونیستی در حال تردد از آسمان سعودی هستند، ولیعهد سعودی با مقامات یهودی صهیونیست در لابی آیپک و حتی با مقامات رسمی صهیونیستی نیز دیدار می کند. چه چیزی باید وجود داشته باشد تا نام آن را روابط بین سعودی و صهیونیست ها نامید؟ همه چیز به جز استقرار یک سفارت خانه وجود دارد. اخبار پشت پرده حاکی از این است که سعودی و صهیونیست ها حتی موافقتنامه هایی برای امنیت دوجانبه نیز به تصویب رسانده اند. در خصوص باقی کشورهای منطقه نیز همین موضوع وجود دارد. بحرین و امارات نیز همچون عربستان برای داشتن روابط با صهیونیست ها سر و دست می شکنند. این یک روی مسئله فلسطین است که سال ها و دهه ها پشت نقاب بوده و حالا نقاب آن افتاده و در حال به نمایش گذاشتن چهره واقعی خود است. اگر چه همین کشورها و رهبران سابق همین کشورها نیز پیشتر طرح هایی برای از بین بردن ایده های فلسطینی داشته اند، اما احتمالا طرح های محمد بن سلمان و معامله قرن وی را باید مهمترین و بزرگترین طرح ضد فلسطینی در طول تاریخ مبارزات فلسطین علیه اسرائیل عنوان کرد. بنابراین با این معانی تکلیف کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی با مسئله فلسطین مشخص است. دست کم دولت های این کشورها، در شرایط فعلی هیچ ایده ای برای احیای حقوق فلیسطینیان در ذهن ندارند و هر آن چه در این خصوص وجود دارد، دیکته هایی است که به آن ها در خصوص تقویت روابط با صهیونیست ها وجود دارد. به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب بیان می دارند ««حرکت به سمت مذاکره با رژیم فریبکار و دروغگو و غاصب، خطای نابخشودنی بزرگی است که پیروزی ملت فلسطین را به عقب می‌اندازد و جز خسران عاید آن ملت ستم‌کشیده نمیکند. خیانت برخی سران عرب که اکنون به تدریج در حال آشکار شدن است نیز همین هدف را دنبال می­کند.»

۲٫ روی دیگر مسئله فلسطین را باید در معنای پاسخی که رهبر انقلاب در جواب به نامه اسماعیل هنیه فرستادند، جستجو کرد. رهبر انقلاب در این پاسخ، فلسطین را دعوت به مبارزه کرد. رهبر انقلاب در این نامه می نویسند «آنچه در این باره نوشته‌اید حقیقت محض و مورد تأیید ما است. ما خود را موظف به حمایت از شما از هر نوع آن می­دانیم. این وظیفه ای دینی و نیز فریضه ای انسانی و فراتر از حوادث و تحولات سیاسی است و ان‌شاءالله همچون گذشته به این وظیفه عمل خواهیم کرد. دولتها و ملتهای مسلمان و جریانات اسلامی همگی مخاطب و موظف به این وظیفه‌ی بزرگند. امروز بازگشت به عزّت و اقتدار برای امت اسلامی منحصراً در گرو ایستادگی در برابر استکبار و نقشه‌های خباثت‌آمیز آن است، و مسأله‌ی فلسطین در رأس همه‌ی مسائل بین‌الملل اسلامی در مقابل استکبار است … علاج این همه تقویت جناح مبارز و مقاوم در دنیای اسلام و تشدید مبارزه با رژیم غاصب و پشتیبانان آن است. ملتها و بویژه جوانان غیور در کشورهای اسلامی و عربی و نیز دولتها ای که نسبت به فلسطین احساس مسئولیت میکنند، باید این وظیفه‌ی بزرگ را کاملاً جدی بگیرند و با مجاهدت حماسی و مدبّرانه دشمن را مجبور به عقب‌نشینی به سمت نقطه‌ی زوال کنند.» بنابراین راه حل ایران برای موضوع فلسطین همان راه مقاومتی است که در جنگ ۵۱ روزه اهالی غزه آن را به نمایش گذاشتند.

 در همین مبارزاتی که به «بازگشت» معروف شده است، خون های بسیاری از فلسطین ریخته شده است و هزینه های امنیتی بسیاری برای آن ها داشته است، اما یک موضوع در این بین بسیار مهم است و آن اینکه فلسطینیان نباید به پشت مرزهای خود نگاه داشته باشند، یا اگر بخواهند نگاهی داشته باشند، آن نگاه، نباید با روی یک میز نشستن با صهیونیست ها تحصیل شود. راه حل موضوع فلسطین مبارزه است.

۳٫ مشکل صهیونیستها و آمریکا «مقاومت» است. بدون توجه به شیفتگی هایی که در برخی کشورهای منطقه برای رسیدن به اسرائیل وجود دارد، آن چه برای اسرائیل و آمریکا آزار دهنده است، مسئله مقاومت است. علت برجسته کردن سخنان بن سلمان و سخنان برخی از مقامات عربی که ندای سازش با صهیونیست ها را سر می دهند، تنها دیکته ای است که بر اساس خواسته های مقامات و اتاق فکرهای غربی به آن ها شده است. مشکل صهیونیست ها و آمریکا نه با مسئله فلسطین، بلکه با ایده مقاومتی است که در بافت فکری و ساختار اجتماعی فلسطینیان شکل گرفته است. آن ها ریشه این مسئله را نیز ایران می دانند، یکی از دلایلی که آمریکایی ها و صهیونیست ها تلاش می کنند تا ایران را تبدیل به یک مسئله امنیتی در نظام بین الملل کنند، به همین موضوع بر می گردد که در تلاش هستند تا ایران را در راهبری به این ایده ناکام گذارند. مشکل آمریکایی ها با منطقه غرب آسیا، نه مسائل استراتژیک و ژئوپلیتیک آن؛ که منازعات ایدئولوژیکی است که از آن هراسان هستند. مقاومت مردم فلسطین دقیقا همان نگرانی است که آمریکایی ها و صهیونیست ها از آن وحشت دارند. ترس آمریکایی ها از موشک های فلسطینیان، به اندازه ترس آن ها از افکار مقاومت آن ها نیست.

۴٫ مردم فلسطین باید تکلیف خود را با رژیم صهیونیستی خودشان مشخص کنند. تصور اینکه در فردای سازش با رژیم صهیونیستی تمام مشکلات فلسطینیان حل می شود و همه می توانند با خوشی راه حل دو دولتی را نظاره کنند و دو کشور دموکراتیک را تشکیل دهند، اشتباهی فاحش برای مردم فلسطین محسوب می شود. اعلام قدس به عنوان پایتختی رژیم اشغالگر، توسط رئیس جمهور آمریکا مهر ابطالی بر واهی بودن این ایده بوده است.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *