وقتی اراده ای برای حرکت نیست…

فرقست میان فردی که اراده کاری دارد با فردی که عزمی برای تحقق آن کار ندارد. شاید پیشروی در دوحالت کُند باشد اما مجموعه رفتارها از سر درون خبر می دهند. وقتی اراده و عزمی بر مقابله با نفوذ و تقویت استقلال کشور وجود نداشته باشد قطعات پازل شکنندگی اقتصادی به تدریج کامل می شود.

از زمان شروع مذاکرات و بررسی خروجیها زنگ هشدار برای منتقدین به صدا درآمده بود و به خوبی انحراف از مسیر استقلال اقتصادی را گوشزد می کرد. دولت اما نه تنها اعتقادی به چنین واقعیتی نداشت بلکه کمر همت به مقابله با منقدان داخلی بست و از هر تریبونی برای تخطئه نمودن آنها استفاده کرد. حالا اما وضعیت بازار تخطئه شدنی نیست و البته جای فراری هم باقی نمی گذارد.

تلاطم و نوسانات ارزی مساله ای به قدمت همه دولتهای پس از انقلاب است و پرداختن به آن تا زمانی که از ریشه نباشد به جایی نمی رسد. امروز دلار به ابزاری برای سلطه ایالات متحده بر کشورها تبدیل شده و لازمه دولتی در تراز انقلاب اسلامی، عزم راسخ برای چاره اندیشیدن برای برون رفت از چنین معضلیست.

دولت تدبیر با وعده رفع کلیه تحریم ها و آنهم نه با مساله کنار زدن دلار بلکه با آزاد شدن آن پا به عرصه مذاکرات گذاشت و از رفع موانع و شکستن قفلهای تبادلات مالی سخن گفت. غافل از اینکه در همان برجام هیچ اشاره ای به آزاد شدن تراکنش های دلاری مان نشد و مشکل اصلی تبادلات بانکی بین المللیمان نیز دقیقا به همین موضوع باز می گردد. طبق برجام تحریم چرخه دلار (U-Turn) برای بانک‌های ایرانی باقی مانده و  بر این اساس بانک‌های ایرانی و بانک مرکزی از تراکنش دلاری محروم هستند. این یکی از مواردیست که دو سال پیش، برجام برای ایران به ارمغان آورد و به بانک های ایرانی تکلیف نمود تا نتوانند حساب دلاری برای مبادلات تجاری با کشورهای دیگر باز کنند. از این رو ایران از تبادلات دلاری در جهان محروم ماند. این نکته را آدام ژوبین، معاون سابق وزارت خزانه داری آمریکا تنها چند روز بعد از توافق در جلسه سنای آمریکا، یادآور شد اما مسولین دولتی به جای توجه به آن دنبال زدن برچسب همصدایی منتقدین با مقامات آمریکایی بودند. در این راستا درآمدهای نفتی ایران چه آنهایی که در گذشته حاصل شده و هم اکنون در کشورهای هند، چین، کره جنوبی، ژاپن و ترکیه است و چه آنهایی که در آینده قرار است فروخته شود،‌ از دسترس ایران خارج شده و به صورت محصور (Locking Up) درآمده است. امروز هم مانند روزهایی که راکتورهایمان سرجایشان بودند، سانتریفیوژهایمان می چرخیدند، آب سنگینمان برای خودمان بود و خلاصه هسته ای بودیم، معامله می کنیم؛ نفت در ازای کالا از همان کشور و اجازه انتقال و استفاده آزادانه از دلارهایمان را نداریم.

در  شرایطی که کشور با تحریم های شدید مالی که عمدتا ناشی از دلار است دست و پنجه نرم می کند بیش از هر زمان دیگری نیاز به کنار زدن دلار و استفاده از ارزهای دیگری برای تعاملات اقتصادی بود که هیچ تحرک جدی از سوی دولت در این زمینه مشاهده نشد، در حالیکه توان آمریکا در ردیابی تبادلات اقتصادی و به دنبال آن افزایش تحریم مرتبطین با ایران، در قدرت رصد دلار توسط سیستم مالی آمریکا نهفته است. کنار زدن دلار و استفاده از سایر ارزها ، کانال امن بانکی بین دو کشور  بدون درگیر شدن ارزهای ثالثی مثل دلار و یورو را فراهم می کرد. در شرایط اعمال تحریم بانکی، پیمان‌های پولی دو جانبه می‌توانست بدون ارتباط با نظام‌های مالی تحت کنترل غرب عمل کند. به واسطه این روش، ردیابی پرداخت های بین المللی توسط سیستم مالی و امنیتی کشورهای دیگر (همچون آمریکا) امکان پذیر نبوده و بنابراین آمریکا به سادگی نمی توانست در این زمینه از حربه تحریم استفاده کند[۱].

پی نوشت:

[۱] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960814001853

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *