چرا به اروپا نمی توان امید داشت؟

در روابط بین الملل مَثَل رایجی است که خوش بینی و بدبینی در این حوزه جایی ندارد و آنچه تعیین کننده است منافع کشورهاست. طبیعی است در این عرصه معادلات بر مبنای منافع کشورها شکل می گیرد و دولتها به نمایندگی از مردمشان به نقش آفرینی می پردازند. در چنین فضایی دولت ایران گردش چرخ اقتصاد را منوط به توافق با آمریکا و غرب برای رفع تحریمها و رونق اقتصاد دانست و با شعار خداحافظی با تحریمها عازم مذاکرات شد. در نهایت بعد از دوسال مذاکره، توافقی حاصل شد که نه در متن و نه در حاشیه اش خبری از رفع تحریمها و شکوفایی و رونق وعده داده شده نبود. با گذشت قریب به ۳ سال از انعقاد قرارداد و حدود ۵ سال از شروع مذاکرات، ایالات متحده هر روز، به نحوی در خارج و داخل برجام به تحریم های خود ادامه می دهد. با این وجود تاکنون مردم ایران و جهان هیچ واکنشی از سوی دولت آقای روحانی مشاهده نکرده اند. حتی با خروج ایالات متحده نیز شاهد تمایل دولت به ماندن در برجام و ادامه آن با طرف اروپایی بودند. دستاوردهای برجام برای مردم ایران روشن است و نیازی به تشریح طولانی ندارد اما باید دید برای اروپاییها ارتباط با ایران چه مزیتهایی را دربرخواهد داشت تا میزان اهمیت راهبردی ایران برای اروپا روشن شده و بدانیم تا کجا باید با اروپا همراهی کنیم.

مهم ترین جاذبه ایران برای اروپا بازاری ۸۰ میلیونی است که چشم هر کشوری را به خود جلب می کند. شرکت‌های اروپایی علاقه‌مند به حضور در بازار ایران هستند و تجربه سال‌های گذشته کشورهایی مانند فرانسه و آلمان و تا حدودی ایتالیا منجر به امضای قراردادهایی شده است. به طور مثال در زمینه‌ی خودرو واردات بی نظیری را از فرانسه تجربه کرده ایم. مروری بر آمارهای ۱۱ ماهه گمرکی در سال گذشته نشان می دهد به طور مشخص در تجارت با کشورهای اروپایی دستاورد قابل دفاعی نداشته‌ایم و در شرایطی که واردات وزنی و ارزشی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ترتیب ۶۴ و ۳۴ درصد افزایش داشته، ایران در صادرات به قاره اروپا از نظر وزن و ارزش به ترتیب ۳۳ و ۷ درصد کاهش را تجربه کرده است[۱].

بدین ترتیب تا پایان بهمن‌ماه سال قبل، حجم صادرات ایران به اروپا معادل یک میلیارد و ۳۳۸ میلیون دلار و واردات از این کشورها ۹ میلیارد و ۷۹۳ میلیون دلار بوده است.[۲]

با توجه به واردات ۴۷ میلیارد و ۶۵۷ میلیون دلاری ایران در ۱۱ ماهه سال قبل می‌توان گفت ۲۰.۵۴ درصد از مجموع کالاهای وارداتی کشور از مبدأ اروپا وارد شده‌ است. این در حالی است که سهم صادرات اروپا از مجموع صادرات کشور رقمی در حد ۳.۲ درصد است. از سوی دیگر آمارهای منتشر شده گویای آن است که در سال گذشته بازار ایران برای کشورهایی چون انگلستان گرم شده و واردات از این کشور ۱۴۷ درصد رشد داشته است. آلمان با صادرات دو میلیارد و ۶۴۱ میلیون دلاری از نظر ارزش صادرات به ایران رشدی ۲۱ درصدی داشته و سوئیس با یک میلیارد و ۹۵۳ میلیون دلار(۷۲ درصد رشد ارزشی)، فرانسه با یک میلیارد و ۵۵۷ میلیون دلار (۷۹ درصد رشد صادرات)، هلند با یک میلیارد و ۳۲۶ میلیون دلار(۸۱ درصد رشد ارزشی)، ایتالیا با یک میلیارد و ۲۵۹ میلیون دلار (۱۶ درصد رشد صادراتی)، سوئد با ۶۵۶ میلیون دلار صادرات و رشدی ۱۳۲ درصدی، اسپانیا با صادرات ۳۶۷ میلیون دلاری و ۲۵ درصد رشد صادرات ارزشی از جمله کشورهای اتحادیه اروپا هستند که جزو ۲۰ صادرکننده اصلی ایران در ۱۱ ماهه سال قبل قرار داشته‌اند[۳].

عده ای با استناد به این اعداد و آمارها اعتقاد به اهمیت راهبردی ایران برای اروپا دارند و ادامه برجام با آنها را به دلیل حفظ چنین مبادلاتی تجویز می کنند. اما برای درک ماهیت تصمیم اروپا و حرکت احتمالی او در برهه های حساس آینده توجه به چنین مبادلاتی کافی نیست و باید از منظر اروپاییها به قضیه نگریست. حجم تجارت خارجی اتحادیه اروپا با آمریکا به گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۷ معادل ۷۰۴ میلیارد دلار برآورد شده است و این در حالی است که با ایران چیزی در حدود ۲۳ میلیارد دلار است. در واقع همه  اعداد و ارقام ذکر شده برای تجارت کشورهای اروپایی با ایران وقتی در کنار حجم تجارت خارجی اروپاییها با آمریکا قرار می گیرد تمایل به صفر پیدا می کند.

ماخذ: بانک جهانی

این ها صرفا بر مبنای مقایسه صرفه اقتصادی ایران و آمریکا برای اروپاست و توجه به قدرت سیاسی آمریکا و تبعیت بی چون و چرای اروپاییها مدنظر نیست. با چنین اوصافی برای اروپاییها حتی فکر کردن به همراهی با ایران در نسبت با آمریکا امری بیهوده محسوب می شود و مشخص است هیچ تضمینی برای همکاری با ایران وجود ندارد. البته این نکته نیاز به چنین تحلیل هایی ندارد و خود اروپاییها صراحتا بدان اذعان داشته اند. فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از پایان نشست وزرای خارجه سه کشور اروپایی با ایران در پاسخ به این سوال که  آیا اتحادیه اروپا می‌تواند حفظ همین سطح فعلی از تجارت با ایران در ماه‌ها و سال‌های پیش رو را تضمین کند اعلام کرد:

“این اتحادیه قادر نیست ضمانت‌های حقوقی و اقتصادی به ایران بدهد اما برای یافتن راهی به منظور حفظ سرمایه‌گذاری‌های پسابرجام اروپایی‌ها در ایران جدی است”[۴]

این درواقع همان بازی نخ نما شده ی اروپاییهاست که بدون هیچ هزینه ای خواهان استفاده از حداکثر مزایای موجودند و به محض دستور آمریکا تمام بار و بنه‌شان را از ایران جمع کرده و به ریش ما می خندند. مانند همه تجاربی که تا کنون داشته ایم. لذا با چنین شرایطی تداوم برجام به معنای باز تولید خساراتی است که برجام تاکنون برای کشور به ارمغان آورده و ماندن در برجام منطقی نخواهد بود.

پی نوشت:

[۱] yon.ir/JsXSo

[۲]همان

[۳] همان

[۴] yon.ir/ImPwO

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *