توافق بی اثر، حاصل عهد نانوشته آمریکا – فرانسه

در مورد اینکه فرانسه و نقش این کشور در مراوده و ارتباط با ایران را چگونه باید تحلیل کرد، بایستی به وجود رهیافت هایی که تصمیمات و سیاست خارجی فرانسه را نسبت به ایران شکل می دهد اشاره کرد. در گام اول به نظر می رسد عوامل اقتصادی و سیاسی عوامل موثر و تاثیر گذار بر رفتار فرانسه نسبت به ایران محسوب می شوند. منظور از عوامل سیاسی، عواملی است که نظام سیاسی و دستگاه سیاست پردازی فرانسه به آن وابسته است و منظور از عوامل اقتصادی عواملی است که تعیین کننده معیارهای حکمرانی اقتصادی فرانسه است.

۱٫ عوامل تعیین کننده اقتصادی؛ دولت مکرون تا چه حد اختیار شرکت ها را دارد؟

توافقی که برای ایران مزیت اقتصادی نداشته باشد، این همان نیتی است که ترامپ به دنبال عملی کردن آن است. ترامپ به دنبال این است که گلوگاه ها و شریان اقتصادی منتهی به ایران را از بین ببرد و تمام مکانیسم های اقتصادی که ایران به واسطه آن با سیستم مالی بین المللی در ارتباط است را منقطع کند. این تاکتیکی است که از استراتژی کلان تغییر رژیم توسط ترامپ و آمریکا دنبال می شود. در این بین ، جنگ اقتصادی محیط عملیاتی رسیدن به این استراتژی محسوب می شود. ترامپ نمی خواست ایران به منافع اقتصادی حاصل از برجام دست یابد، چگونگی نیل به این مهم نیز از دریچه انسداد اقتصادی می گذشت و می گذرد. لذا برای رسیدن به این موضوع تمام تلاش خود را کرد که بتواند اتحادیه اروپا، چین و روسیه را نیز با خود همراه کند. تکلیف چین و روسیه با این مسئله مشخص بود، اما تکلیف اتحادیه اروپا خصوصا فرانسه با این مسئله چندان مشخص نبوده است.

۱٫ ۱٫ شرکت های بزرگ اروپایی همپیمانان آمریکا

بسیاری از شرکت های بزرگ اروپایی همپیمانان آمریکا هستند. از توتال گرفته تا زیمنس و سایر کشورهای اروپایی، همین موضوع سبب شده است تا در هم تنیدگی بین اقتصاد اروپا و آمریکا شکل بگیرد، به گونه ای که آمریکایی ها تصور می کنند که اگر بخواهند نبض اقتصاد اروپا را به دست بگیرند، کار چندان دشواری در پیش ندارند. در این فضا شرکت های اروپایی با تهدید آمریکا نسبت به ایران، به راحتی قید بازار پر سود ایران را می زنند، چرا که ترس از تنبیه آمریکا، موضوعی است که سبب شده است تا اروپایی ها به ایران به چشم بلند مدتی نگاه نکنند.

نظام اقتصادی در کشورهایی که شرکت های بزرگی همچون توتال در آن ها مستقر هستند، چندان وابسته به نظام سیاسی و مطالبات سیاست مداران نیست و همین موضوع سبب می شود تا به تدریج شرکت های اقتصادی به یک استقلال در حوزه تصمیم گیری برسند. همین احساس استقلال در حوزه تصمیم گیری، آن ها را به جایگاهی می رساند که نظام های سیاسی را متاثر و دنباله رو خود کنند.

۱٫ ۲٫ شرکت ها پیروز میدان نبرد با نظام سیاسی

با این حال نظام های سیاسی در کشورهای اروپایی بر سر یک دو راهی مانده اند، از یک سو با شرکت های کوچکتر مواجهند که خود را وابسته به بازار میلیونی ایران می دانند، همچون پژو ؛ و از سوی دیگر شرکت های بزرگی هستند که خود را به تصمیمات آمریکا وابسته تر و آسیب پذیر تر می دانند. در این شرایط نظام های سیاسی در کشورهایی همچون فرانسه تمایلی به خروج از بازار ایران ندارند ولی در عمل به دلیل خروج شرکت های بزرگ خود مجبور به خروج از این بازار می شوند. به عبارت شفاف تر ، فرآیند خروج از اقتصاد ایران، فرآیند خروج از اعطای امتیازات اقتصادی به ایران و به طور کلی فرآیند خروج از برجام؛ توسط این کشورها نیز به مرور صورت می گیرد، اما با نامی دیگر. به عبارت دیگر توافق برجام تبدیل به توافق بی اثری می شود نه به این دلیل که کشورهای اروپایی نخواهند این توافق را زنده نگه دارند، بلکه به این دلیل که نمی تواتند این توافق را ماندگار نگه دارند.

علت عدم مقاومت فرانسوی ها نسبت به شرکت های بزرگی همچون توتال به همین موضوع مربوط می شود. اساسا شرکت هایی شبیه به توتال را چندان هم نمی توان شرکت های ملی و ملیتی عنوان کرد، بخش زیادی از سهام این شرکت های بزرگ یا در بورس آمریکا است یا توسط سرمایه دارانی هدایت می شود که وابستگی شدیدی به اقتصاد آمریکا دارند. این موضوع، مسئله ای است که بایستی هنگام عقد قرار داد با این شرکت ها مورد توجه قرار گیرد. اخذ تضمین و تضمین جبران خسارت از ناحیه این شرکت ها به هنگام ورود به اقتصاد ایران تا حد بسیاری می تواند این مشکل را حل و رفع کند.

۲٫ نظام سیاسی در فرانسه و بازی همان نقش پلیس اما این بار پلیس خوب

اذهان ایرانیان فرانسه را با نقش مکمل پلیس بد در مذاکرات هسته ای می شناسد، آن چه مشخص است این است که فرانسه بعد از توافق هسته ای تا نزدیک به یک سال و نیم تلاش کرد خود را به بازار ایران نزدیک کرده و از عواید برجام به صورت یک طرفه بهره برداری کند. با تغییر دولت در آمریکا و تندتر شدن نگرش ها نسبت به توافق هسته ای، آمریکا تبدیل به پلیس بد و فرانسه نیز با تغییر نقش به پلیس خوب تبدیل شد. فرانسه این بار هم از «توافق مکمل» سخن می گفت. رئیس جمهوری فرانسه در گفت و گویی که با دونالد ترامپ، پیش از خروج آمریکا از برجام داشت، به شدت از گزینه‌ «توافق جدید» صحبت کرده بود و بیان داشت که این توافق جدید که وی از آن دم میزند، می‌تواند نگرانی های ایالات متحده درباره ایران را برطرف کند.

وی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک خود با ترامپ گفت: «در این توافق باید چهار موضوع را بگنجانیم. اولین موضوع منع ایران از هرگونه فعالیت هسته‌ای تا سال ۲۰۲۵ است که در برجام آمده است. دوم اطمینان از اینکه ایران در بلند مدت برنامه‌ هسته‌ای نخواهد داشت؛ مورد مهم سوم توقف فعالیت موشکی ایران در منطقه است و چهارم رسیدن به راه حل سیاسی برای مهار ایران در یمن، سوریه عراق و لبنان خواهد بود.»

بنابراین نظام سیاسی و سیاست خارجی فرانسه نیز هم راستا با تفکر موجود در کاخ سفید نسبت به ایران حرکت کرده و چندان تفاوتی بین مواضع فرانسه و آمریکا در خصوص ایران وجود نداشته است. فرانسه هم به لحاظ اقتصادی (یعنی مهمترین رکن برجام برای ایران) هم راستا با سیاست های آمریکایی ها پیش رفته است و هم به لحاظ سیاسی (یعنی عادی سازی روابط با ایران) هم قدم با آمریکایی ها به دنبال ایجاد فشارهای سیاسی و دیپلماتیک با ایران بوده است.

سخنان اخیر وزیر خارجه فرانسه در خصوص اینکه اقدامات اروپا در خصوص نگه داشتن برجام چندان کارساز نبوده است، بخشی از ناتوانی ها ی فرانسه برای حفظ این سند است. اذعان شرکت های اقتصادی فرانسه به خروج از ایران نیز بخشی از ناتوانی اقتصادی این کشور در وابستگی کامل به سیاست های اقتصادی آمریکا است.

بنابراین عملا فرانسه نیز همچون آمریکا از توافق هسته ای با ایران خارج شده است، اگرچه در ظاهر در این توافق است و این توافق نیز به صورت ظاهری با حضور فرانسه به کار خود ادامه می دهد و فرانسوی ها نیز می توانند به پشت تریبون بیایند و بگویند که به دنبال راه هایی برای حفظ این توافق هستند.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *