بازی جدید احمق‌های درجه یک و تحریم سپاه

گروه سیاسی خبرگزاری فارس ـ گذشته از ابعاد حقوقی و مسیر داخلی آمریکا برای تحریم سپاه، این مسئله قطعی است که ایالات متحده به دنبال افزایش سطح تنش با ایران است. اما چند سوال مطرح می شود.

با توجه به شرایط نامناسب اقتصادی، کسری بودجه و بدهکاری افسانه ای، کلکسیونی از شکست ها در منطقه به رغم ۷ تریلیون دلار هزینه، فضای روانی ضدجنگ در افکار عمومی و عدم آمادگی ارتش برای جنگی بزرگ، هدف آمریکا از تنش آفرینی در منطقه چیست؟ بازیگران و عوامل موثر کدامند؟سطح و عمق این تنش تا کجا تعریف شده و آیا امکان تبدیل این تنش به جنگی تمام عیار وجود دارد؟

عوامل موثر در رونمایی از سناریوی جدید آمریکا عبارتند از:

۱٫ متغیّرهای داخلی آمریکا

الف – ویژگی های شخصیتی ترامپ؛ او به شدت تمایل دارد جدی، ماجراجو، غافلگیرکننده و متفاوت از روسای جمهور قبلی آمریکا خصوصا اوباما دیده شود برای همین هم “استراتژی مرد دیوانه” را در پیش گرفته است.

ب – ساختار حکومتی آمریکا؛ با وجود اختلاف نظرهای تاکتیکی، اما در خصوص ضرورت براندازی یا تغییر رفتار ایران، در ساختار حکومتی امریکا یک اجماع وجود دارد.خصوصا آنکه در این سال چهره هایی مانند بولتن، پمپئو و کوشنر نقش پررنگ تری در سیاست خارجی آمریکا پیدا نموده اند.

ج – لابی ها؛ سه لابی قدرتمند صهیونیستها، سعودیها و منافقین نقش پررنگی در ترغیب ترامپ برای خروج از برجام و تقابل جدی تر با ایران دارند.

۲٫ متغیّرهای بین المللی

در سال های اخیر و پسابرجام ، معماری منطقه به شکل ممتازی مطلوب محورمقاومت شده است. نفوذ و اثرگذاری مقاومت در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و حتی افغانستان و پاکستان در هیج زمانی مانند امروز نبوده است.در جبهه مقابل اما سعودی ها در باتلاق یمن گرفتار شده، اختلافات موجود در اتحادیه عرب از جمله مسئله قطر لاینحل باقی مانده و حلقه محاصره راهبردی صهیونیستی توسط محور مقاومت در لبنان، سوریه و فلسطین در حال کامل شدن است. قدرت های نوظهور و شرایط نامطلوب اروپا را هم به دردسرهای آمریکا اضافه کنید.

۳٫ متغیّرهای داخل ایران

تا به امروز راهبرد فشار حداکثری آمریکا با تمرکز بر سناریوی جنگ هیبریدی یعنی ترکیبی از جنگ تمام عیار اقتصادی به همراه فعال سازی تهدیدات نرم و نیمه سخت نتایج مطلوب را نداشته است.

بیش از یک سال از آغاز دور جدید عملیات روانی و حدود ۶ ماه از تحریم های جدید و تهاجم گسترده اقتصادی گذشت و در این مدت فشار روانی و اقتصادی تحریم ها تخلیه شده و با وجود افزایش نارضایتی های عمومی از شرایط اقتصادی و بروز بیشتر آن در بعضی اقشار مانند جوامع کارگری اما نیروی موثر اجتماعی که بخواهد یا بتواند خواسته های آمریکا را در داخل محقق کند شکل نگرفته است. جامعه اطلاعاتی ایران نیز توانسته است ثبات محیط امنیتی کشور را تامین نماید.

لذا نه تنها اثری از فروپاشی یا تغییر رفتار در ایران دیده نمی شود و فرودین ۹۸ با شرایطی بهتر نسبت به فرودین ۹۷ روبه اتمام است بلکه روند امنیتی، سیاسی و اقتصادی در داخل و خارج به سمت ثبات و گشایش در حرکت است.

شرایط حاضر آمریکایی ها را در حالت اضطرار استراتژیک قرار داده و ادامه این روند به معنای تحقق بزرگترین شکست آمریکا در تمام تاریخ است و می تواند تاثیرات فوق العاده عمیق و گسترده ای در منطقه و جهان داشته باشد و سرعت افول آمریکا را بیشتر نماید.

لذا آمریکا که از ابزار و روش های فعلی ناامید شده به یک شتابدهنده پرقدرت برای تغییر مسیر تحولات نیازمند است و در این میان آخرین و تنها ابزار استراتژیک آمریکا که می تواند امید او برای براندازی یا تغییر رفتار در ایران را کماکان زنده نگه دارد گام نهادن در مسیر “افزایش تنش با ایران” است و این از طریق ورود مجدد وزارت دفاع به اتاق جنگ آمریکا دنبال می شود. لکن مسئله به این سادگی ها نیست و آمریکا در معرض یک تصمیم سخت و پیچیده با پیامدهای ناشناخته و وحشتناک قرار دارد.اما آمریکا و شرکایش در مسیر جدید چه اهدافی را دنبال می کنند و واکنش ایران چگونه باید باشد؟

اهداف آمریکا

۱٫ معتبرسازی گزینه جنگ در افکار عمومی کشور

۲٫ تاثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی نظام

۳٫ ایجاد اختلاف و ساخت دوقطبی هایی از قبیل سپاه- مردم، موشک- معیشت، نیروهای مسلح- دولت و …

۴٫ تاثیرگذاری و برهم زدن روند مثبت فعلی در اقتصاد ایران

۵٫ تست مردم، مسئولان و نیروهای مسلح ایران برای مدیریت سطح تنش
ذکر این نکته نیز لازم است که این اقدام مسئله جدیدی نیست و تابحال آمریکا تمام خواسته هایش از جمله تحریم را علیه سپاه اعمال نموده و بازی جدید هم هیچ آثار اقتصادی نخواهد داشت و تنها افکار عمومی کشور را هدف قرار داده است. در این میان، بعضی رسانه ها درست در روز اعلام تصمیم آمریکا بر علیه سپاه، خط تخریب این نهاد را دنبال کردند لذا باید پرسید چه هدف مشترکی بین بعضی داخلی ها و دشمن وجود دارد و تضعیف بازوی قدرتمند نظام چه منافعی برای جریان داخلی همکار غرب به دنبال خواهد داشت؟

به هر ترتیب اتحاد، انسجام و اقدام هوشمندانه مردم، نخبگان، رسانه ها، جریانات سیاسی، دولت و نیروهای مسلح نقش موثری در ناکامی دشمنان دارد. ایران باید از موضعی فعال در سطح مجلس، دولت و نیروهای مسلح، اصل اقدام متقابل را در دستور کار قرار داده و با جدیت و اقتدار لازم از منافع ملی دفاع نمایند. تجربه برجام نشان داد عدم اقدام متقابل موجب گستاخی بیشتر آمریکایی ها می شود.

اگر پاسخ ایران بازدارندگی لازم را داشته باشد آمریکا مجبور به تغییر سناریوی خواهد شد اما اگر آمریکا نشانه های مثبتی از بازی جدید در داخل دریافت نماید ممکن است به سمت افزایش سطح تنش برود.

در شرایط موجود برای آمریکا خیلی مهم است که در داخل متفاوت از آنی که هست دیده شود به عبارت بهتر اراده و امکانی برای جنگیدن ندارند بلکه اراده ملت ایران را هدف قرار داده و در صورت انفعال بر شدت عمل خود خواهند افزود.

*سلمان اسماعیلی

کارشناس مسائل سیاسی

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *