چه کسی مقصر بود؟ /زنگ خطر!

به گزارش خبرگزاری فارس، محسن مهدیان نوشت: در ماجرای توهین به بزرگان اهل سنت از رسانه ملی چه کسی مقصر بود؟ آیا مجازات صورت گرفته، اندازه قصور و تقصیرها بود؟
دو روز است به ابعاد ماجرا فکر می کنم. پازل تحلیلی این رویداد کامل نیست. گویی گوشه این قصه ساییده است و هرچیز سر جای خودش قرار ندارد.
واقعا مقصر احدقدمی بود؟ چرا؟ چون خبر نداشت دوربین زنده است؟ از این مادحین کم داریم؟ همین یک مجلس بود؟ فقط انتشارش از رسانه ملی بد بود؟
دلم برای برادر قدمی سوخت. مداح خوب کشورمان در این شب های عزا و احیا بجای میان هیات در گوشه زندان است. مقصر بود، اما…
سرنوشت رئیس شبکه پنج بدتر. یک جوان متدین و انقلابی با کارنامه روشن برکنار شد. چرا؟ دلسوزی ندارد؟
در این رویداد نمانید. تحلیل نقطه ای سخت نیست؛ بله، احد قدمی باید پاسخگو باشد. مدیر شبکه هم. البته او مجازات نشد؛ اشتباه نکنید. روشن است که مقصر نبوده است. برکناری مدیر شبکه برای برائت از این اتهام بود که این ماجرا حاکمیتی نیست.
همین الان روی دست ضدانقلاب را ببینید. علیرغم همه این تدابیر نوشتند ماجرا برنامه ریزی شده است. طبیعی است، فرصت خوبی برای اختلاف بین شیعه و سنی پیدا کردند.
مدیر شبکه پنج برای رفع سوبرداشت ها هزینه شد. یقینا خودش هم راضی است که خرج مصالح انقلاب شود.
اشکال نکنیم که این شدت عمل لازم بود یا نبود. اگر احتمال اعتراض اهل سنت هم پائین باشد اما هزینه محتمل بسیار بالاست.
اما قصه ناقص است. بالاخره مقصر کیست؟ اشکال در انتشار لعن ها از رسانه ملی است؟ نکند مقصر ناظم هیات است که در گوش قدمی از دوربین زنده نگفته است؟
ماجرا نه به این مداح منحصر است و نه به آن هیات. نه به دوربین زنده و نه مدیریت این و آن. گرفتاری بزرگتری داریم. ماجرا تعارض بین سیاست رسمی و غیررسمی کشور است. مشکل درونی نشدن فرهنگ وحدت و انسجام بین شیعه و سنی است. وقتی وحدت درونی و بومی نشود، این عوارض طبیعی است.
دوربین زنده را خاموش کنیم، مساله حل نمی شود و بازهم چشم ها می بیند.
این ماجرا یک هشدار است. زنگ خطری بر اینکه هرچقدر هم در تریبون های رسمی فریاد وحدت کنیم، زیر پوست فرهنگ آئینی ما صدای دیگری بلند است. از این مجالس و هتک و لعن منبری ها و مادحین، به گوش و دست اهل سنت بسیار می رسد.
چه بسا تفاوت و تناقض فرهنگ و سیاست رسمی و غیر رسمی ما سخت تر و زشت تر است.
مشکل این است که دغدغه رهبری که دارای منطق روشن عقلی و دینی است تا کف حسینیه ها نیامده است. مستمع و مداح مقصر نیستند. ام‌المصائب ما کم کاری منابر است. منبر و فراتر از آن حوزه علمیه ما تولی و تبری این مردم را نتوانست پای حب و بغض این انقلاب بیاورد. هرچه هست و امروز داریم، تلاش امامین انقلاب و بلوغ خود این مردم است. بله منابر هم قدم ها برداشتند، اما بازهم کم گذاشتند.
اماچه کنیم تا فضیلت وحدت درونی شود؟
هنوز برای برخی روشن نیست که توهین به ائمه اهل سنت، بهانه ریختن خون بچه شیعه ها و حتی اهل سنت با معرفت و مظلوم می شود.
روشن نیست تقیه در این برائت، خودش نشانه تولی به اهل بیت است.
همین؟ از این بالاتر هم داریم.
برای بسیاری روشن نیست که امروز، وحدت سیاسی شیعه و سنی مقابل جبهه شیطانی ظلم و استکبار، خودش بزرگترین اعلام برائت است. باید دشمن امروز اهل بیت و امتداد دشمنی ها را از تاریخ ببینیم و در گذشته متوقف نشویم. شیطان خاک نمی خورد؛ زنده است. ببینیم.
همین؟ از این بالاتر هم داریم.
بالاتر از وحدت سیاسی، وحدت حقیقی است. برای بسیاری روشن نیست که حساب آن چند نفر از اهل سنت جداست. نقطه اشتراک ما با اهل سنت دهها برابر فراتر از اختلافات است. اشتراک ما توحیدی است. این نقطه اشتراک می تواند ارتقا یابد و روح ولایت را بین امت حاکم کند. چرا زمینه ظهور توحید در قلب ها را از میان می بریم؟ ما در قبال عالم مسؤولیم؛ هیات را با چنین آرایشی آذین بستیم؟
انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *